problems

جمله های نمونه

1. problems attributed to unemployment
مسایل وابسته به بیکاری

2. problems besetting the people of that country
مسائلی که گریبانگیر مردم آن کشور شده است

3. problems cannot be solved by lamentation
مسایل را با گریه و زاری نمی توان حل کرد.

4. problems cropped up in every direction
مسائل از هر سو روی آور شدند.

5. problems crying for solutions
مسایلی که حل آنها بسیار ضروری است

6. problems that have occupied modern thinkers
مسائلی که متفکران امروزی را مشغول داشته است

7. problems that involve their future
مسایلی که با آینده ی آنها سر و کار دارد

8. problems that led her to suicide
مسایلی که کار او را به خودکشی رساند

9. birthing problems
مسایل زایش

10. disciplinary problems were not uncommon in our school
مسایل انضباطی در مدرسه ی ما نادر نبود.

11. economic problems
مسایل اقتصادی

12. economic problems in modern societies
مسائل اقتصادی در جوامع امروزی

13. engineering problems associated with aircraft design
مسایل مهندسی وابسته به طرح هواپیما

14. marital problems
مسایل زناشویی

15. marital problems
مسائل زناشویی

16. my problems lie behind
مسائلم را پشت سر گذاشته ام.

17. outstanding problems
مسائل حل نشده

18. painful problems
مسایل پر درد سر

19. pecuniary problems
مسائل پولی

20. personal problems constricted his art
مسائل شخصی هنر او را دستخوش محدودیت کرد.

21. regional problems as well as those of the capital
مسایل شهرستان ها و همچنین مسایل پایتخت

22. serious problems assailed him from every direction
مسائل جدی از هر سو به او روی آوردند.

23. social problems
مسائل اجتماعی

24. technical problems slowed our departure
اشکالات فنی عزیمت ما را به تاخیر انداخت.

25. the problems and dubieties of an average individual
مسایل و تردیدهای یک فرد معمولی

26. the problems of communal living
مسایل زندگی اشتراکی

27. the problems of mundane life
مسایل زندگانی این جهانی

28. the problems of the poor
مسائل مسکینان

29. the problems which exist in the provinces
مسایل موجود در شهرستان ها

30. these problems are the corollaries of the aforesaid changes
این مسائل پیامدهای طبیعی دگرگونی های مذکور است.

31. these problems straighten out automatically
این مسایل خود بخود درست می شوند.

32. world problems
مسایل دنیوی

33. old economic problems resurfaced
مسائل اقتصادی پیشین دوباره پدیدار شد.

34. our other problems pale before this tragedy
سایر مسایل ما در مقایسه با این فاجعه هیچ است.

35. our past problems
مشکلات پیشین ما

36. the everyday problems of living in a big town
مسایل معمولی زندگی در یک شهر بزرگ

37. this country's problems are truly mind- boggling
مسایل این کشور واقعا غامض است.

38. a host of problems
مسایل بسیار

39. foreign students face problems of adjustment
دانشجویان خارجی در سازگاری (با محیط) با مشکل روبرو می شوند.

40. he discusses abstruse problems
او مسایل پیچیده ای را مطرح می کند.

41. he had many problems to contend with
او با مسایل زیادی در ستیز بود.

42. i envisage no problems
مشکلی به نظرم نمی رسد.

43. i have many problems and i wish to disburden myself to a friend
ناراحتی های زیادی دارم و دلم می خواهد عقده دلم را نزد یک دوست خالی کنم.

44. most of our problems rise out of ignorance
بیشتر مسایل،از نادانی ناشی می شوند.

45. not all human problems have neat solutions
همه ی مسایل انسانی راه حل های صاف و ساده ندارند.

46. the more poignant problems of human life
مشکلات سخت تر زندگانی بشر

47. there were many problems
مسائل فراوانی وجود داشت.

48. to face life's problems with equanimity
با مسایل زندگی با شکیبایی روبرو شدن

49. to grapple with problems
با مصائب دست و پنجه نرم کردن

50. he discussed the country's problems clairvoyantly
او روشن بینانه مسایل کشور را مطرح کرد.

51. he disposed of the problems one by one
او مسائل را یک به یک مورد رسیدگی قرار داد.

52. his adroitness in solving problems
زبردستی او در حل مسائل

53. his presence created many problems
حضور او مسائل زیادی را به وجود آورد.

54. i have had back-to-back problems
مسایل پی در پی داشته ام.

55. overpopulation has spawned many problems
زیادی جمعیت مسائل زیادی را به وجود آورده است.

56. the core of our problems is education
اصل مسئله ی ما (مسئله ی اصلی ما) آموزش و پرورش است.

57. there were no financial problems to addle our heads
هیچگونه مسائل مالی وجود نداشت که فکر ما را مشوش کند.

58. us and our little problems
ما و مسائل کوچکمان

59. war dwarfed all social problems
جنگ کلیه ی مسائل اجتماعی را تحت الشعاع قرار داد.

60. a lasting solution to our problems
راه حل پر دوامی برای مسایل ما

61. shortage of capital poses numerous problems for the industry
کمبود سرمایه مسائل متعددی را برای صنایع ایجاد می کند.

62. so much for my personal problems
بیش از این به ذکر مسائل شخصی خود نمی پردازم.

63. the war caused us many problems
جنگ برایمان مشکلات زیادی به بار آورد.

64. we are up against other problems too
مشکلات دیگری را نیز در پیش داریم.

65. we were baffled by many problems
مشکلات زیادی سر راهمان سبز شد.

66. compared to those of bangladesh, our problems are petty
در مقایسه با مسائل بنگلادش مسایل ما جزئی است.

67. he is digging away at geometry problems
او دارد سخت روی مسائل هندسه کار می کند.

68. he tried to laugh away his problems by drinking and womanizing
او سعی می کرد که با میخوارگی و خانم بازی مسائل خود را نادیده بگیرد.

69. his facile remarks about the country's problems
اظهارات آسانگیرانه ی او درباره ی مسایل کشور

70. it is difficult to predetermine the problems that he will face
از پیش تعیین کردن اشکالاتی که با آن مواجه خواهد شد مشکل است.

پیشنهاد کاربران

مشکلات / گرفتاری ها
معنی مشکلات
مشکلات
she deals with others with his own problems
But for his life he does not love his love with the fruit of love
او با دیگران مشکلی دارد
اما برای زندگی خود عشق خود را با میوه عشق دوست ندارد
They do not care about her
انها به او بی توجهی میکنند یعنی بی اهمیت
آنها به او اهمیتی نمی دهند
مشکلات /گرفتاری
مسائل
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما