🔸 معادل فارسی:
با زور و اهرم باز کردن | به زور باز کردن | لای چیزی انداختن و باز کردن | از جا کندن | باز کردن با فشار | به زور گشودن
🔸 مثال ها:
• He used a crowbar to prise open the crate.
... [مشاهده متن کامل]
او از یک دیلم برای باز کردن جعبه استفاده کرد.
• She prised open the lid of the jar with a spoon.
او درب شیشه را با قاشق به زور باز کرد.
• Police had to prise open the door after the accident.
پلیس پس از حادثه مجبور شد درب را به زور باز کند.
با زور و اهرم باز کردن | به زور باز کردن | لای چیزی انداختن و باز کردن | از جا کندن | باز کردن با فشار | به زور گشودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او از یک دیلم برای باز کردن جعبه استفاده کرد.
او درب شیشه را با قاشق به زور باز کرد.
پلیس پس از حادثه مجبور شد درب را به زور باز کند.