primal

/ˈpraɪml̩//ˈpraɪml̩/

معنی: اولیه، بسیار قدیمی
معانی دیگر: مهم، اساسی، اصلی، آغازین، نخستین، بدوی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: earliest or original.
مشابه: first, prime

- This may be one of the primal examples of cave writing.
[ترجمه ترگمان] این ممکن است یکی از نمونه های اولیه نوشتن غار باشد
[ترجمه گوگل] این ممکن است یکی از نمونه های اولیه از نوشتن غار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: first in importance; primary or fundamental.
مشابه: first, prime

- Was this the primal cause of the war?
[ترجمه ترگمان] آیا این دلیل اصلی جنگ بود؟
[ترجمه گوگل] آیا این اولین اصل جنگ بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. primal necessity
نیاز حیاتی

2. The universe evolved from a densely packed primal inferno.
[ترجمه ترگمان]جهان از یک جهنم کوچک انباشته و متراکم رشد کرده است
[ترجمه گوگل]جهان از یک انجیل اولیه پرجمعیت تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The lyrics unleash a gigantic primal scream at the urban alienation and despair of our industrial world.
[ترجمه ترگمان]متن ترانه یک فریاد اولیه عظیم در میان بیگانگی و نا امید دنیای صنعتی ما آزاد می کند
[ترجمه گوگل]شعرها یک فریب اولیه غول پیکر را در بیگانگی شهری و ناامیدی دنیای صنعتی ما رها می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The tableau is no longer primal feasible and one further pivot as shown. is required to achieve an optimal tableau in which.
[ترجمه ترگمان]جدول زمانی دیگر امکان پذیر نیست و یک محور دیگر نیز نشان داده شده است برای رسیدن به یک جدول بهینه مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]تابلوهای دیگر امکان پذیر نیستند و یک محور دیگر نشان داده شده است برای رسیدن به یک تابلو مطلوب که در آن است، لازم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What primal urge makes these men want to ride the bull?
[ترجمه ترگمان]این مردا چی می خوان که این آدما رو سوار گاو کنن؟
[ترجمه گوگل]چه دلایل اولیه باعث می شود این مردان می خواهند گاو را سوار کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Perhaps that is why various kinds of primal and spiritual speech are returning.
[ترجمه ترگمان]شاید به همین دلیل است که انواع مختلف گفتار اولیه و روحانی باز می گردند
[ترجمه گوگل]شاید به همین دلیل است که انواع مختلف سخنرانی اولیه و روحانی در حال بازگشت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Does it conjure up some primal urge from within?
[ترجمه ترگمان]ایا این باعث می شود که بعضی از نیازهای اولیه از داخل ایجاد کنند؟
[ترجمه گوگل]آیا برخی از انگیزه های اصلی از درون موجب می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It is an essential element of the primal piety, the archaic spirituality, that pentecostal worship brings to the surface.
[ترجمه ترگمان]آن یک عنصر اساسی از تقوای اولیه، معنویت کهن، است که پرستش pentecostal به سطح می آورد
[ترجمه گوگل]این یک عنصر ضروری از تقوا نخستین، معنویت بایگانی است، که عبادت پرستش به سطح می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. For many of these postindustrial wanderers, the primal quality of pentecostal worship seemed to fill the bill.
[ترجمه ترگمان]برای بسیاری از این آوارگان postindustrial، به نظر می رسید که کیفیت اولیه پرستش pentecostal، لایحه را پر می کند
[ترجمه گوگل]برای بسیاری از این سرگردانهای پسین صنعت، کیفیت اولیۀ پرستش پنطکاستال به نظر می رسید که این لایحه را پر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Not everyone, however, welcomes the return of primal spirituality to the modern world.
[ترجمه ترگمان]با این حال، همه از بازگشت معنویت اولیه به دنیای مدرن استقبال نمی کنند
[ترجمه گوگل]با این همه، هرکس از بازگشت معنویت اولی به دنیای مدرن قدردانی نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Early myths described the Primal Being as a nameless, formless power.
[ترجمه ترگمان]اسطوره اولیه، Primal بودن به عنوان یک قدرت بدون شکل و بدون شکل توصیف می کند
[ترجمه گوگل]اسطوره های اولیه، موجودیت اولیه را به عنوان یک قدرت نامشخص و بدون شکل توصیف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. His primal Teutonic scream captured for all time the collective pain felt by the valued customers of Salomon Brothers.
[ترجمه ترگمان]نخستین فریاد Teutonic Teutonic را که از سوی مشتریان با ارزش سالومون برادرز جان می گرفت به چنگ آورد
[ترجمه گوگل]اولین فریاد تئوتونیک او برای تمام مدت دستگیر شد و درد جمعی توسط مشتریان ارزشمند برادران سالومون احساس شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It trades in the primal delight which the hills bring; in their clean innocence and the wonderment they inspire.
[ترجمه ترگمان]این کار در لذت نخستین delight که تپه ها در آن جمع می شوند، در بی گناهی پاک و شگفتی که آن ها الهام بخش آن ها هستند تجارت می کند
[ترجمه گوگل]آن را در لذت اولیه که تپه ها می سازد، معامله می کند در بی گناهی پاک و شگفتی که آنها الهام می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For it was in the primal horde that the first murder was performed, and this has haunted mankind ever since.
[ترجمه ترگمان]چون در گروه نخستین باری بود که قتل اول انجام شد و از آن به بعد بشریت را تسخیر کرده بود
[ترجمه گوگل]برای آن در گروه تروریستی اولیه بود که اولین قتل انجام شد، و از آن زمان تا کنون بشریت را خالی از سکنه کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اولیه (صفت)
primary, preliminary, rudimentary, primitive, prime, early, primal, embryonic, incipient, primeval, rudimental

بسیار قدیمی (صفت)
primal

تخصصی

[ریاضیات] ابتدائی، اساسی، اولیه، آغازی، جدول سیمپلکس اولیه

به انگلیسی

• primeval, ancient; initial, first; main, central; extremely important; essential, fundamental
primal is used to describe something that relates to the causes or origins of things; a formal word.

پیشنهاد کاربران

ابتدایی
کهن

اولیه
Basic
Essential
شکارکردن شبیه انسانهای اولیه
primal به چم نخستین یا نخستی.
گاهی به چم بسیار ارزشمند هم هست. در این چم میتوان واژه ی پرارز را بکار برد. ( por - arz )
واژه پر ارز از ارزش ساخته شده.
primal need = نیاز پر ارز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما