🔸 معادل فارسی:
• سقف قیمتی / حداکثر قیمت مجاز
• محدودیت قیمتی که دولت یا نهادی بر یک کالا یا خدمات اعمال می کند
• ( در کاربرد اقتصادی ) ابزاری برای کنترل تورم یا فشار بر تولیدکننده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The EU and G7 imposed a price cap of $60 per barrel on Russian crude oil.
اتحادیه اروپا و گروه هفت، سقف قیمتی ۶۰ دلار بر هر بشکه نفت خام روسیه اعمال کردند .
The price cap on bus fares will come into effect in April.
سقف قیمتی بلیط اتوبوس از فروردین ماه اجرایی می شود .
Korea temporarily extended its price cap on fuel products to stabilize the market.
کره جنوبی سقف قیمتی فرآورده های نفتی خود را برای تثبیت بازار به طور موقت تمدید کرد .
• سقف قیمتی / حداکثر قیمت مجاز
• محدودیت قیمتی که دولت یا نهادی بر یک کالا یا خدمات اعمال می کند
• ( در کاربرد اقتصادی ) ابزاری برای کنترل تورم یا فشار بر تولیدکننده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اتحادیه اروپا و گروه هفت، سقف قیمتی ۶۰ دلار بر هر بشکه نفت خام روسیه اعمال کردند .
سقف قیمتی بلیط اتوبوس از فروردین ماه اجرایی می شود .
کره جنوبی سقف قیمتی فرآورده های نفتی خود را برای تثبیت بازار به طور موقت تمدید کرد .