یک اصطلاح عامیانه انگلیسی
معنی: خودش را خیلی پیچیده و ناراحت می کند تا کاری را انجام دهد، چیزی را توضیح دهد یا دیگران را راضی کند
تصویر ذهنی: مثل یک پرتزِل که گره می خورد، شخص هم خودش را گره می زند و سختی می کشد
... [مشاهده متن کامل]
بار معنایی: معمولاً منفی، نشان دهنده تلاش بیش از حد یا فشار آوردن به خود
کالوکیشن ها و کاربرد رایج
twist oneself in pretzels to explain something
twist oneself in pretzels to please someone
twist oneself in pretzels to avoid conflict
twist oneself in pretzels trying to justify a mistake
مثال ها با ترجمه
1️⃣ He twists himself in pretzels to explain why he was late 🕰️ – او خودش را پیچانده تا توضیح دهد چرا دیر کرده است
2️⃣ She twists herself in pretzels trying to make everyone happy 😊 – او خودش را پیچانده تا همه را خوشحال کند
3️⃣ Politicians often twist themselves in pretzels to avoid admitting mistakes 🏛️ – سیاستمداران اغلب خودشان را پیچانده اند تا از پذیرفتن اشتباه اجتناب کنند
4️⃣ I don’t want to twist myself in pretzels over their unreasonable demands ❌ – نمی خواهم خودم را برای خواسته های غیرمنطقی آنها اذیت کنم
5️⃣ He twisted himself in pretzels just to get a promotion 📈 – او خودش را پیچانده بود فقط برای اینکه ارتقا بگیرد