🔸 معادل فارسی:
• مراجعه کردن به / مراجعه کردن به پزشک یا نهاد
• حضور یافتن با علائم / مراجعه با شکایت
• به کسی مراجعه کردن و علائم را نشان دادن
•مراجعه به مرکز درمانی
🔸 مثال ها:
• Understanding more about the young people who are presenting to us is an important step.
... [مشاهده متن کامل]
درک بیشتر درباره ی جوانانی که به ما مراجعه می کنند، گام مهمی است.
• Patients presenting to the emergency room with chest pain require immediate evaluation.
بیمارانی که با درد قفسه سینه به اورژانس مراجعه می کنند، نیاز به ارزیابی فوری دارند.
• She presented to her doctor with persistent fatigue.
او با خستگی مداوم به پزشکش مراجعه کرد.
• مراجعه کردن به / مراجعه کردن به پزشک یا نهاد
• حضور یافتن با علائم / مراجعه با شکایت
• به کسی مراجعه کردن و علائم را نشان دادن
•مراجعه به مرکز درمانی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
درک بیشتر درباره ی جوانانی که به ما مراجعه می کنند، گام مهمی است.
بیمارانی که با درد قفسه سینه به اورژانس مراجعه می کنند، نیاز به ارزیابی فوری دارند.
او با خستگی مداوم به پزشکش مراجعه کرد.