preordained

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Some people believe that fate has been preordained whether they will be happy or not.
[ترجمه گوگل]برخی معتقدند که سرنوشت از پیش تعیین شده است که آیا آنها خوشحال خواهند شد یا نه
[ترجمه ترگمان]برخی از مردم بر این باورند که سرنوشت مقدر شده است که آیا آن ها خوشحال باشند یا خیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some people believe that fate has preordained whether they will be happy or unhappy.
[ترجمه گوگل]برخی از مردم بر این باورند که سرنوشت از پیش تعیین کرده است که آنها خوشحال باشند یا ناشاد
[ترجمه ترگمان]برخی از مردم بر این باورند که سرنوشت مقدر شده است که آن ها خوشحال باشند یا ناراضی باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His life seems to have followed a preordained path/direction.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد زندگی او از مسیر/جهت از پیش تعیین شده ای پیروی کرده است
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که زندگی او مسیری مقدر و مقدر را دنبال کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Is everything we do preordained?
[ترجمه گوگل]آیا هر کاری که انجام می دهیم از قبل تعیین شده است؟
[ترجمه ترگمان]این همه کاری هست که باید انجام بدیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They seemed preordained to meet.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که آنها از قبل مقرر شده بودند که ملاقات کنند
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که قرار است با هم ملاقات کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Some people believe that fate has preordained whether they will is happy or unhappy.
[ترجمه گوگل]برخی از مردم بر این باورند که سرنوشت از پیش تعیین کرده است که آنها خوشحال باشند یا ناشاد
[ترجمه ترگمان]برخی از مردم بر این باورند که سرنوشت او مقدر شده است که آیا آن ها خوشحال یا ناراضی باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My love for you is preordained.
[ترجمه گوگل]عشق من به تو از پیش تعیین شده است
[ترجمه ترگمان]عشق من به تو مقدر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In retrospect all successful policies seem preordained.
[ترجمه گوگل]در نگاهی به گذشته، به نظر می رسد همه سیاست های موفق از پیش تعیین شده اند
[ترجمه ترگمان]با نگاهی به گذشته همه سیاست های موفق مقدر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There's nothing preordained that the computer has to be large in size.
[ترجمه گوگل]هیچ چیز از پیش تعیین شده ای وجود ندارد که رایانه باید از نظر اندازه بزرگ باشد
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز مقدر نشده است که کامپیوتر به اندازه کافی بزرگ باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Asian century is hardly as preordained as most seem to believe.
[ترجمه گوگل]قرن آسیایی به سختی به اندازه ای که اکثر آنها تصور می کنند از پیش تعیین شده است
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که قرن آسیا به همان اندازه مقدر شده است که به نظر می رسد که بیش از همه آن را باور دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It's so seductive to think of a preordained concrete assignment for life.
[ترجمه گوگل]فکر کردن به یک تکلیف مشخص از پیش تعیین شده برای زندگی بسیار اغوا کننده است
[ترجمه ترگمان]این بسیار گمراه کننده است که به یک تکلیف واقعی برای زندگی فکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He was preordained to be our leader.
[ترجمه گوگل]او از پیش تعیین شده بود که رهبر ما باشد
[ترجمه ترگمان] اون قرار بود رهبر ما باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Your such preordained relationship makes me easy to be touched and.
[ترجمه گوگل]چنین رابطه از پیش تعیین شده شما باعث می شود که من به راحتی لمس شوم و
[ترجمه ترگمان]رابطه عاشقانه شما من رو راحت می کنه که تحت تاثیر قرار بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It was preordained that we should win.
[ترجمه گوگل]از قبل مقرر شده بود که باید پیروز شویم
[ترجمه ترگمان]مقدر شده بود که ما پیروز شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• decreed in advance, predestined; determined beforehand, fixed ahead of time; designated ahead of time, appointed in advance
something that is preordained is believed to be happening in the way that has been decided by god or fate; a formal word.

پیشنهاد کاربران

مخصوص به خود.
مقدر شده, از قبل پیش بینی شده
پیش طراحی شده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما