prenup

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قرارداد پیش از ازدواج
• عقدنامه مالی جداگانه
• در اصطلاح حقوقی: شرط ضمن عقد ( با تفاوت های ساختاری )
( حقوقی – مالی ) : قراردادی کتبی که زوجین پیش از ازدواج امضا می کنند و نحوه تقسیم دارایی ها در صورت طلاق یا فوت را مشخص می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال ها:
• His parents insisted on a prenup before the wedding.
والدینش پیش از عروسی روی قرارداد پیش از ازدواج اصرار داشتند.
• She hired a lawyer to review the prenup.
او یک وکیل استخدام کرد تا قرارداد پیش از ازدواج را بررسی کند.
• Without a prenup, their assets would be split equally under state law.
بدون قرارداد پیش از ازدواج، دارایی هایشان طبق قانون ایالت به طور مساوی تقسیم می شد.

Premarital agreement
توافقنامه پیش از ازدواج, شروط ضمن عقد, پیش شرط های ازدواج