prehensile

/ˌpriːˈhensaɪl//ˌpriːˈhensaɪl/

معنی: درک کننده، قابض، گیرنده، گیرکننده، دارای استعداد هنری، مخصوص گرفتن و چیدن برگ
معانی دیگر: (دست یا دم - قادر به گرفتن و نگه داشتن) گرفتگر، قاب­
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: prehensility (n.)
• : تعریف: adapted for seizing or grasping.

- a monkey's prehensile tail
[ترجمه ترگمان] دم prehensile یک میمون بود
[ترجمه گوگل] یک دم خاردار میمون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. most monkeys have prehensile tails
اکثر میمون ها دم های گرفتگر دارند.

2. A monkey has a prehensile tail.
[ترجمه ترگمان]یه میمون دم prehensile داره
[ترجمه گوگل]یک میمون یک دم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I took his prehensile toes between my thumb and forefinger.
[ترجمه ترگمان]انگشت های دست his را بین شست و سبابه فرو بردم
[ترجمه گوگل]انگشتان دست و پا دستم را بین انگشت شست و انگشتم گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The prehensile pectoral fins actually grasp the weed as the fish moves about.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت The prehensile در واقع علف را چنان که ماهی حرکت می کند، درک می کند
[ترجمه گوگل]باله های خاردار روبرو می شوند در حالی که ماهی در حال حرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They use prehensile tails as fifth hands, dangling to reach sturdier branches or fresh green growth.
[ترجمه ترگمان]آن ها از prehensile به عنوان دست پنجم استفاده می کنند، که برای رسیدن به شاخه های محکم و یا رشد سبز تازه آویزان هستند
[ترجمه گوگل]آنها از دستهای پنجه استفاده می کنند، آویزان شدن برای رسیدن به شاخه های قویتر یا رشد سبز تازه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The savanna browsing black rhino has a prehensile lip for feeding on shrubs.
[ترجمه ترگمان]در savanna browsing سیاه به خاطر غذا دادن به بوته ها، یک لبه ای prehensile دارد
[ترجمه گوگل]درخت خوک وحشی در حال دیدن سایت سیاه قهوه ای برای تغذیه درختچه ها دارای یک قاشق مرطوب کننده می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They have prehensile lips for feeding on leaves and saplings.
[ترجمه ترگمان]آن ها لبه ای prehensile برای تغذیه از برگ ها و نهال دارند
[ترجمه گوگل]آنها برای تغذیه در برگ و گیاهان، لب های دل انگیز دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Buy a bridle, north city NaShi prehensile bullwhip buy.
[ترجمه ترگمان]یک دهانه در شمال شهر NaShi prehensile خریداری کنید
[ترجمه گوگل]خرید یک شمشیر، شمال شهرستان NaShi prehensile شکارچی خرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Only the kinkajou's tail is prehensile, like a monkey's, and only the kinkajou has been a pet for Paris Hilton.
[ترجمه ترگمان]فقط دم kinkajou مثل میمون prehensile است، و فقط the یک حیوان خانگی برای پاریس هیلتون است
[ترجمه گوگل]فقط دم کینک جوی، مانند یک میمون، و تنها kinkajou حیوان خانگی برای پاریس هیلتون بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jehana was playing with one of the cats, a Suristani with a prehensile tail.
[ترجمه ترگمان]Jehana با یکی از گربه ها سرگرم بازی با دم prehensile بود
[ترجمه گوگل]یوهانا با یکی از گربه ها بازی کرد، یک سوریستی با دم صورتی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. B. Base on all research and analysis in principles and practices, this article concludes that franchising is been proved and exercisable business model, only after prehensile stress and innovation.
[ترجمه ترگمان]ب پایگاه در تمام تحقیقات و تحلیل در اصول و عمل ها، این مقاله نتیجه گیری می کند که franchising ثابت شده است و مدل کسب وکار exercisable، تنها بعد از استرس و نوآوری معکوس
[ترجمه گوگل]بر اساس تحقیق و تجزیه و تحلیل در اصول و شیوه ها، این مقاله نتیجه گیری می کند که حق رای دادن، تنها پس از استرس و نوآوری، اثبات شده و مدل کسب و کار قابل اجرا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A civet Arctictis binturong of southeast Asia with a long, prehensile tail.
[ترجمه ترگمان]A Arctictis binturong از جنوب شرقی آسیا با دم دراز و prehensile
[ترجمه گوگل]Civet Arctictis binturong آسیای جنوب شرقی با دم بلند و بلند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Any of several monkeys of the genus Alouatta of tropical America, having a long, prehensile tail and an extremely loud, howling call.
[ترجمه ترگمان]هر کدام از آن ها از بسیاری از میمون های دیگر از آمریکای مرکزی مناطق گرمسیری هستند که دم دراز و prehensile دارند و زوزه بسیار بلند و زوزه بلندی دارند
[ترجمه گوگل]هر یک از چند میمون از جنس Alouatta از ایالات متحده آمریکا گرمسیری، داشتن یک دم بلند و دمدمی مزاجی و تماس با صدای بلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Any of several tropical American monkeys of the genus Ateles, having long legs and a long prehensile tail and lacking a thumb.
[ترجمه ترگمان]هر کدام از این گونه های گرمسیری آمریکای جنوبی از جنس Ateles هستند که پاهای بلندی دارند و دم دراز prehensile دارند و انگشت شستش ندارند
[ترجمه گوگل]هر یک از چند میمون آمریکایی گرمسیری از جنس Ateles، داشتن پاهای بلند و دم دم بلند و بدون انگشت شست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

درک کننده (صفت)
apprehensive, sentient, prehensile

قابض (صفت)
astringent, prehensile, styptic

گیرنده (صفت)
catchy, fetching, striking, prehensile, mesmeric

گیر کننده (صفت)
prehensile

دارای استعداد هنری (صفت)
prehensile

مخصوص گرفتن و چیدن برگ (صفت)
prehensile

به انگلیسی

• capable of grasping, capable of taking hold, able to seize
a part of an animal's body that is prehensile is able to curl round objects and grip them; a technical term.

پیشنهاد کاربران

گیرکننده ( جانور شناسی ) [دست یا دم - قادر به گرفتن و نگه داشتن]
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما