predominate

/prəˈdɑːməˌnet//prɪˈdɒmɪneɪt/

معنی: دارای نفوذ نجومی، مستولی شدن بر، قاطع بودن، نفوذ قاطع داشتن، مسلط بودن، چربیدن
معانی دیگر: تفوق داشتن، چیره بودن، سیطره داشتن، برتری داشتن، غالب بودن یا شدن، بارزتر بودن، برجسته تر بودن، چشمگیرتر بودن، فراوان تر بودن، اکثریت داشتن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: predominates, predominating, predominated
(1) تعریف: to be the greater or greatest in importance, prominence, or amount.
مشابه: dominate, lead, prevail, rule

(2) تعریف: to exercise authority or control.
مشابه: dominate, govern, rule
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: predominately (adv.)
• : تعریف: to prevail or exercise control over (another).

جمله های نمونه

1. the views of the right wing predominate within the party
نظریات جناح راست در حزب حاکم شده است.

2. A smallgroup has begun to predominate in policy-making.
[ترجمه گوگل]یک گروه کوچک شروع به تسلط در سیاست گذاری کرده است
[ترجمه ترگمان]A در ایجاد سیاست به برتری خود ادامه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In older age groups women predominate because men tend to die younger.
[ترجمه گوگل]در گروه‌های سنی بالاتر، زنان غالب هستند، زیرا مردان تمایل دارند جوان‌تر بمیرند
[ترجمه ترگمان]در گروه های سنی بالاتر، زنان به این دلیل برتری دارند که مردان ترجیح می دهند که جوان تر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pine trees predominate in this area of forest.
[ترجمه گوگل]درختان کاج در این منطقه از جنگل غالب هستند
[ترجمه ترگمان]درختان پاین در این حوزه از جنگل به وفور دیده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Private interest was not allowed to predominate over the public good.
[ترجمه گوگل]اجازه داده نشد که منافع خصوصی بر منافع عمومی غالب شود
[ترجمه ترگمان]منافع خصوصی مجاز نبود بر منافع عمومی فایق آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Red and scarlet predominate in these flowers.
[ترجمه گوگل]قرمز و مایل به قرمز در این گل ها غالب است
[ترجمه ترگمان]predominate سرخ و سرخ در این گل ها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Informal arrangement still predominate, with about 15 percent of eligible men also taking advantage of formal paternity leave.
[ترجمه گوگل]ترتیبات غیررسمی همچنان غالب است و حدود 15 درصد از مردان واجد شرایط نیز از مرخصی رسمی پدر استفاده می کنند
[ترجمه ترگمان]آرایش غیر رسمی هنوز به صورت غالب است و حدود ۱۵ درصد افراد واجد شرایط نیز از مرخصی رسمی پدری بهره می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Apologies for absences must again predominate.
[ترجمه گوگل]عذرخواهی برای غیبت دوباره باید غالب باشد
[ترجمه ترگمان]عذر میخوام که absences باید دوباره predominate باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Oak-trees predominate in this forest.
[ترجمه گوگل]درختان بلوط در این جنگل غالب هستند
[ترجمه ترگمان]درخت بلوط، predominate در این جنگل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Poplars predominate the woods here.
[ترجمه گوگل]صنوبر در جنگل های اینجا غالب است
[ترجمه ترگمان]poplars در جنگل مسلط هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. If negative ions predominate, nothing happens.
[ترجمه گوگل]اگر یون های منفی غالب شوند، هیچ اتفاقی نمی افتد
[ترجمه ترگمان]اگر یون های منفی، برتری داشته باشند، هیچ اتفاقی نمی افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Horses predominate and many types are presented in every conceivable action.
[ترجمه گوگل]اسب ها غالب هستند و انواع زیادی در هر عمل قابل تصوری ارائه می شود
[ترجمه ترگمان]اسب ها به وفور یافت می شوند و انواع بسیاری در هر اقدام قابل تصور ارائه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Pines predominate the forest there.
[ترجمه گوگل]در آنجا کاج ها غالب هستند
[ترجمه ترگمان] there \"رو تو جنگل نگه می داریم\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is not always clear which type predominate.
[ترجمه گوگل]همیشه مشخص نیست که کدام نوع غالب است
[ترجمه ترگمان]همیشه واضح نیست کدام نوع غالب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Which of these two varieties will come to predominate in the population of replicators?
[ترجمه گوگل]کدام یک از این دو گونه در جمعیت تکثیرگرها غالب خواهد شد؟
[ترجمه ترگمان]کدام یک از این دو نوع در جمعیت of به وفور یافت می شوند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دارای نفوذ نجومی (صفت)
predominate

مستولی شدن بر (فعل)
predominate

قاطع بودن (فعل)
predominate

نفوذ قاطع داشتن (فعل)
predominate

مسلط بودن (فعل)
predominate

چربیدن (فعل)
prevail, preponderate, predominate

به انگلیسی

• control, rule over; be superior, be of higher rank or authority; comprise a majority, prevail, preponderate, be wide-spread
if one type of person or thing predominates in a group, there are more of that type than any other; a formal word.

پیشنهاد کاربران

بارز، برجسته، چشمگیر - قاطع، غالب، چیره
مسلط بودن یا شدن، چیره شدن ، غالب شدن
predominate ( verb ) = غالب بودن، چیره بودن، حکمفرما بودن، حاکم بودن/برتری داشتن، نفوذ داشتن، تسلط داشتن، مسلط بودن، ارجحیت داشتن/اکثریت داشتن، بیشتر بودن، برتری داشتن، فراوان بودن

examples:
1 - In this type of case, the rights of the parent predominate.
در این نوع موارد ، حقوق والدین ارجحیت دارد.
2 - Women predominated in the audience.
زنان در بین تماشاگران اکثریت بودند.
3 - In industrial areas, the dark - coloured variety of the moth now predominates.
در مناطق صنعتی ، تنوع تیره رنگ پروانه در حال حاضر غالب است.
4 - We live in an area in which livestock, poultry, and dairy farming predominate.
ما در منطقه ای زندگی می کنیم که در آن دامداری ، طیور و دامداری فراوان است.
5 - Fear and panic still predominated among the various strata of the people due to the severe repression of the people following unbridled inflation.
به دلیل سرکوب شدید مردم در پی تورم افسار گسیخته هنوز ترس و وحشت در بین اقشار مختلف مردم حاکم ( حکمفرما ) بود.
6 - Neither political group predominates the other.
هیچ یک از گروه های سیاسی بر دیگری تسلط ندارند.
7 - Graphic design on the wall where the pink color of the image is predominates.
طراحی گرافیکی روی دیوار که رنگ صورتی تصویر در آن بیشتر است.
8 - rare species of animals predominate in this forest.
گونه های کمیاب حیوانات در این جنگل فراوان هستند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما