predisposing

پیشنهاد کاربران

مستعد چیزی بودن
تمایل داشتن به کاری یا چیزی. . زمینه چیزی را داشتن. . . متمایل بودن
conferring a tendency to disease

عوامل زمینه ساز {روانشناسی}
عوامل برود دهنده
مستعد کننده