prairie

/ˈpreri//ˈpreəri/

معنی: چمن، چمن زار، فلات چمن زار
معانی دیگر: (ناحیه ی وسیع و نسبتا هموار و پوشیده از علف به ویژه در اطراف رود می سی سی پی) هامون، دشت، راود، چرامین، مرغزار
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: prairielike (adj.)
• : تعریف: an expansive area of fertile, level, or rolling grassland, esp. the central North American plain.
مشابه: plain

جمله های نمونه

1. a prairie which was islanded with wooded tracts
دشتی که بخش های پردرخت در آن جزیره ایجاد کرده بود

2. A single spark can start a prairie fire.
[ترجمه گوگل]یک جرقه می تواند آتش سوزی دشت را ایجاد کند
[ترجمه ترگمان]فقط یک جرقه می تواند یک آتش چمن را شروع کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. single spark can start a prairie fire.
[ترجمه گوگل]یک جرقه می تواند آتش دشتی را ایجاد کند
[ترجمه ترگمان]جرقه تک جرقه ممکن است آتش prairie را روشن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Andrew traversed the prairie on horseback.
[ترجمه گوگل]اندرو با اسب از دشت گذر کرد
[ترجمه ترگمان]اندرو از چمن زار روی اسب گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He farmed 2500 acres of Nebraska prairie.
[ترجمه گوگل]او 2500 هکتار از دشت نبراسکا را کشاورزی کرد
[ترجمه ترگمان]او ۲۵۰۰ جریب از نبراسکا را پرورش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The boom period ensured that every prairie city had two and sometimes three stations, some of them very short-lived indeed.
[ترجمه گوگل]دوره رونق تضمین کرد که هر شهر دشتی دارای دو و گاهی سه ایستگاه بود که برخی از آنها در واقع بسیار کوتاه مدت بودند
[ترجمه ترگمان]دوره رونق تضمین کرد که هر شهر مرغزار دو یا سه ایستگاه دارد که برخی از آن ها واقعا عمر کوتاهی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The Eden Prairie, Minn. -based company is transforming itself into a kind of Amazon. com for consumer electronics.
[ترجمه گوگل]شرکت مستقر در Eden Prairie، Minn در حال تبدیل شدن خود به نوعی آمازون است com برای لوازم الکترونیکی مصرفی
[ترجمه ترگمان]ای دن Prairie، Minn این شرکت در حال تبدیل خود به نوعی از آمازون است com برای الکترونیک مصرف کننده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I watched that big Oregon prairie moon above me put all the stars around it to shame.
[ترجمه مارال] من آن مهتابِ با عظمتِ دشتِ پوشیده از علف هایِ اورگان را بر فراز آسمان تماشا میکردم که تمامی ستارگانِ پیرامونش را خجل کرده بود.
|
[ترجمه گوگل]من آن ماه دشت اورگان بزرگ را تماشا کردم که تمام ستاره های اطرافش را شرمنده کرد
[ترجمه ترگمان]به آن نگاه کردم که ماه بزرگ Oregon بالای سرم، همه ستاره ها را شرمنده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A whole succession of prairie branches was built to develop settlement and to tap the furthest reaches of the grain-growing areas.
[ترجمه گوگل]مجموعه ای کامل از شاخه های دشت برای توسعه سکونت گاه ها و بهره برداری از دورترین نقاط مناطق غلات ساخته شد
[ترجمه ترگمان]یک توالی کامل از شاخه های prairie برای توسعه اسکان و بهره برداری از دورترین مناطق کاشت گندم ساخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He came, and all the other prairie dogs followed, inch by inch.
[ترجمه گوگل]او آمد، و تمام سگ های دشتی دیگر، اینچ به اینچ دنبال می شدند
[ترجمه ترگمان]او آمد و تمام سگ های جنگلی که سانتی متر آن را دنبال می کردند از هم دور شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The prairie seed mix was dry and fluffy-like grass seed.
[ترجمه گوگل]مخلوط بذر چمنزار بذر علف خشک و کرکی مانند بود
[ترجمه ترگمان]مخلوط دانه چمن خشک و مانند دانه علف fluffy بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They rode in the rickety wagon across the prairie until they reached a railroad track.
[ترجمه گوگل]آن‌ها سوار بر واگن چروکیده از دشت عبور کردند تا اینکه به یک ریل راه‌آهن رسیدند
[ترجمه ترگمان]آن ها در یک گاری شکسته روی چمن حرکت کردند تا اینکه به خط آهن رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The front wheels threw fist-sized pieces of prairie through the windows.
[ترجمه گوگل]چرخ های جلو تکه های چمنزار را به اندازه یک مشت از میان پنجره ها پرتاب می کردند
[ترجمه ترگمان]چرخ های جلو، تکه های بزرگی از چمن را در میان پنجره ها پرتاب می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ranchers systematically exterminated prairie dogs on their land.
[ترجمه گوگل]دامداران به طور سیستماتیک سگ های دشتی را در زمین خود نابود کردند
[ترجمه ترگمان]Ranchers با یه عالمه سگ روی زمین خودشون رو از بین بردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چمن (اسم)
arbor, grass, lawn, turf, sod, meadow, green, grass plot, prairie, greensward, sward

چمن زار (اسم)
meadow, grassland, lea, prairie

فلات چمنزار (اسم)
prairie

تخصصی

[زمین شناسی] چمن زار، علفزار - الف) پهنه وسیعی از سطح چمنزار موج دار، عموماً فاقد درخت، در عرض های جغرافیایی میانه داخل آمریکای شمالی(به ویژه در منطقه دره می سی سی پی )، مشخص شده توسط خاک عمیق و حاصلخیز و پوششی از چمن های بلند و درشت و گیاهان علفی یک ساله. - ب) یکی از مجموعه دشت های پوشیده از چمن که در آن علف زارهای واقعی منطقه دره می سی سی پی، در غرب که به علت خشکی فاقد درخت است، به هم پیوسته اند.ج) پهنه یا گودال کم ارتفاع مرطوب چمن روییده، اغلب پوشیده از آب، در پین وودز فلوریدا.
[آب و خاک] مرغزار

به انگلیسی

• large open grassland, savanna, meadow
a prairie is a large area of flat, grassy land in north america.

پیشنهاد کاربران

در معماری: prairie style یکی از سبکهای فرانک لوید رایت که بر خطوط افقی و کشیدگی افقی تاکید دارد
چمنزار ، علفزار
تلفظ : پرِ ری
این مکان خیلی با بوفالو ها در ارتباطه
noun
🔴 : a large, mostly flat area of land in North America that has few trees and is covered in grasses

[count]
🔵Millions of buffalo once roamed the prairies.
[noncount]
🔵The train tracks extend over miles of prairie.
— often used before another noun
🔵prairie grasses/flowers


چمنزار - مَرغزار
❌❌ prairie چمنزارهای معمولی نیستن و همه جا یافت نمیشن. فقط در آمریکای شمالی
یعنی لینکه شما چمنزار رو در جاهای دیگه ی دنیا هم پیدا میکنید اما با اسم های دیگه شناخته میشوند :
Meadow - grass plot
ولی بهترین واژه مناسب برای چمن زار meadow هست که یعنی grassy field
Plain هم میشه دشت که به چمنزار تا حدودی از لحاظ معنای نزدیکه ولی تا حدودی



Prairies are enormous stretches of flat grassland with moderate temperatures, moderate rainfall, and few trees. When people talk about the prairie, they are usually referring to the golden, wheat - covered land in the middle of North America.

Prairies are ecosystems considered part of the temperate grasslands, savannas, and shrublands biome by ecologists, based on similar temperate climates, moderate rainfall, and a composition of grasses, herbs, and shrubs, rather than trees, as the dominant vegetation type.
prairie ( مهندسی منابع طبیعی - محیط زیست و جنگل )
واژه مصوب: مرغزار
تعریف: زمین وسیع هموار یا تپه ماهور که همیشه عاری از درخت و پوشیده از علف بوده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما