🔸 معادل فارسی:
• درباره کسی بدگویی کردن و بدبین کردن
• فتنه انگیزی کردن، شایعه پراکنی علیه کسی در غیابش
• با سخنان مسموم، ذهن کسی را علیه شخص دیگر پر کردن
• بدگویی پشت سر، سعایت کردن، نمامی کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"Don't listen to him. He's just pouring poison in your ear because he's jealous of your success. "
به حرفهای او گوش نده. او فقط به خاطر حسادت به موفقیتت، دارد تو را بدبین می کند.
"The malicious gossip poured poison in the manager's ear about his assistant, which led to her unfair dismissal. "
آن شایعه پراکن بدخواه ذهن مدیر درباره دستیارشرا مسموم کرد که منجر به اخراج ناعادلانه او شد.
"After the argument, his former friend poured poison in his ear about the entire team, turning him against everyone. "
بعد از آن بحث، دوست سابقش درباره کل تیم سعایت کرد و او را علیه همه بدبین کرد.
• درباره کسی بدگویی کردن و بدبین کردن
• فتنه انگیزی کردن، شایعه پراکنی علیه کسی در غیابش
• با سخنان مسموم، ذهن کسی را علیه شخص دیگر پر کردن
• بدگویی پشت سر، سعایت کردن، نمامی کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
به حرفهای او گوش نده. او فقط به خاطر حسادت به موفقیتت، دارد تو را بدبین می کند.
آن شایعه پراکن بدخواه ذهن مدیر درباره دستیارشرا مسموم کرد که منجر به اخراج ناعادلانه او شد.
بعد از آن بحث، دوست سابقش درباره کل تیم سعایت کرد و او را علیه همه بدبین کرد.