🔸 معادل فارسی:
• سرازیر شدن / هجوم آوردن
• از هر طرف رسیدن / روانه شدن
• پشت سر هم آمدن / سرریز شدن
• جاری شدن و جمع شدن
🔸 مثال ها:
• Tributes pour in as British wrestler Pac dies aged 40.
... [مشاهده متن کامل]
پیام های تمجید و ادای احترام از هر طرف سرازیر می شود، در حالی که کشتی گیر بریتانیایی پک در ۴۰ سالگی فوت کرد.
• Donations poured in after the earthquake.
کمک های مالی پس از آن زلزله سرازیر شد.
• Messages of support poured in from around the world.
پیام های حمایت از سراسر جهان سرازیر شد.
• سرازیر شدن / هجوم آوردن
• از هر طرف رسیدن / روانه شدن
• پشت سر هم آمدن / سرریز شدن
• جاری شدن و جمع شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
پیام های تمجید و ادای احترام از هر طرف سرازیر می شود، در حالی که کشتی گیر بریتانیایی پک در ۴۰ سالگی فوت کرد.
کمک های مالی پس از آن زلزله سرازیر شد.
پیام های حمایت از سراسر جهان سرازیر شد.
پر شدن
. I pour water into the bowl, then drain it out
کاسه رو پر از آب میکنم، بعد خالیش میکنم.
کاسه رو پر از آب میکنم، بعد خالیش میکنم.
افزایش یافتن
( با جمعیت یا حجم زیاد ) به جایی هجوم بردن
سرازیر شدن
اصطلاح )
هجوم آوردن، ریختن ( به یک جایی )
سرازیر شدن،
As soon as the doors opened, the waiting shoppers poured in and ran for the bargain bins
به محض باز شدن دربها، مشتریان منتظر هجوم آورده و به سمت سبدهای حراج دویدند
... [مشاهده متن کامل]
Applications for the government's new low - interest student loans have been pouring in
درخواست ها برای ( دریافت ) وامهای دانشجویی کم بهره دولتی جدید، در حال سرازیر شدن بوده است.
هجوم آوردن، ریختن ( به یک جایی )
سرازیر شدن،
به محض باز شدن دربها، مشتریان منتظر هجوم آورده و به سمت سبدهای حراج دویدند
... [مشاهده متن کامل]
درخواست ها برای ( دریافت ) وامهای دانشجویی کم بهره دولتی جدید، در حال سرازیر شدن بوده است.
وقتی جمعیت زیادی باهم وارد جایی می شوند