🔸 معادل فارسی:
• سیاست امور روزمره و محلی
• سیاست مشکلات کوچک اما ملموس مردم/ سیاست پرداختن به مشکلات ملموس و روزمره مردم
• سیاست خدماتی و شهری ( در برابر سیاست های بزرگ )
مثال
The mayor's campaign focused on pothole politics rather than national issues.
... [مشاهده متن کامل]
کارزار انتخاباتی شهردار بر مشکلات ملموس و روزمره شهری تمرکز داشت، نه مسائل ملی.
Voters may care more about pothole politics than grand promises about the future.
ممکن است رای دهندگان بیشتر به مشکلات ملموس و روزمره محل زندگی شان اهمیت بدهند تا وعده های بزرگ درباره آینده.
• سیاست امور روزمره و محلی
• سیاست مشکلات کوچک اما ملموس مردم/ سیاست پرداختن به مشکلات ملموس و روزمره مردم
• سیاست خدماتی و شهری ( در برابر سیاست های بزرگ )
مثال
... [مشاهده متن کامل]
کارزار انتخاباتی شهردار بر مشکلات ملموس و روزمره شهری تمرکز داشت، نه مسائل ملی.
ممکن است رای دهندگان بیشتر به مشکلات ملموس و روزمره محل زندگی شان اهمیت بدهند تا وعده های بزرگ درباره آینده.