⚫ بالقوه وار
Belghovvevār
احتمال خیلی زیاد
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم pot
📌 این ریشه، معادل "power/ability" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "power" یا "ability" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 potential: having the ‘power’ to develop or happen
🔘 potent: possessing strong ‘power’ or effect
🔘 impotent: lacking ‘power’ or ability
🔘 omnipotent: having all ‘power’; almighty
🔘 potency: the degree of effective ‘power’
🔘 potentate: a person with great ‘power’; ruler
🔘 despot: one who holds absolute ‘power’ over others
🔘 apothem: originally, an authoritative ‘power’ statement ( later math term )
🔘 equipotent: having equal ‘power’ or strength
🔘 plenipotentiary: a diplomat with full ‘power’ to act
🔘 potentiometer: a device measuring electrical ‘power’ ( voltage ) potential
🔘 potentiate: to make more ‘powerful’ or effective
🔘 impotence: the state of having no ‘power’ or ability
🔘 potboiler: a work created only to give financial ‘power’ ( keep the pot boiling )
🔘 photopotential: electrical ‘power’ generated by light
بالقوه. احتمالا
مثال:
The fear that automation might displace workers and potentially lead to lots of unemployment
ترس از اینکه ماشینی کردن امکان دارد جای کارگرها را بگیرد و احتمالا منجر به بیکاری زیادی بشود.
احیاناً
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است )
•
⚫ واژه ی برنهاده: تَوَندانه
•
⚫ نگارش به خط لاتین: Tavandāne
•
⚫ آمیخته از: تَوَند ( potential ) و �انه� ( ly )
•
⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده های یک یا چندیِک از اینها اند:
... [مشاهده متن کامل]
فرهنگستان زبان و ادب، پارسی انجمن، بازدیسان پارسی، دکتر حیدری ملایری، دکتر حسابی، دکتر ادیبسلطانی
•
⚫ سایِن ها ( nuances ) را باهم جابجا نشناسیم.
احتمالاً، به طور پتانسیلی
مثال: The project is potentially profitable.
این پروژه احتمالاً سودآور است.
دارای پتانسیلِ
a potentially emotional stimulus = محرک دارای پتانسیل هیجانی
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : potentiate
✅️ اسم ( noun ) : potency / potential / potentate / potentiality
✅️ صفت ( adjective ) : potent / potential
✅️ قید ( adverb ) : potentially / potently
به احتمال قریب به اتفاق و احتمال فراوان مثلmight
به احتمال قوی
دو معنی دارد : 1 - به طور بالقوه
2 - احتمالا
استعداد داشتن
What is it makes mobile phones potentially harmful?
چه چیزی باعث میشه که" انتظار" بره که تلفن های همراه زیان آور بشن؟
1. Looking forward, Croatia could be a potentially lucrative market for political consultants. با نگاه به جلو ، کرواسی می تواند یک بازار بالقوه سودآور برای مشاوران سیاسی باشد.
2. After all, of the 42 million hectares of potentially arable land in Zambia, only about three - million is under cultivation.
... [مشاهده متن کامل]
از این گذشته ، از 42 میلیون هکتار زمین مستعد کشت زامبیا ، فقط حدود سه میلیون زمین زیر کشت است.
3. Thus, sedative effects potentially could accumulate with repeated administration.
بنابراین ، اثرات آرام بخشی به طور بالقوه می تواند با تجویز مکرر روی هم انباشته شود.
Potentially= مستعد، به طور بالقوه
به معنای ( احتمالی ) هست مثلا
If st potentially dangerous happen to you
with the capacity to develop or happen in the future
به طوریکه که
امکان دارد در آینده . . .
قابلیت /تواناییِ . . . دارد
قابلیت/توانایی . . . بودن داره
احتمالا
May happen in the future but it still not happen
Possibly true in the future, but not true now.
احتمالا در اینده صادق است اما اکنون صحیح نیست.
Example: Clearly this is a potentially dangerous situation.
واضح است که این یک وضعیت بالقوه خطرناک است.
مستعد، به طور بالقوه
اتفاقاتی که قرار است بیفتد و هنوز نیوفتاده
اتفاقاتی که در آینده ممکن هست بیافتن ولی درحال حاضر ممکن نیست : - )
قطعا
به طور بالقوه یعنی امکان اتفاق افتادن این حادثه یا ماجرا زیاده
به طور کارآمدی - بطور قطعی - بطور معنی داری
بطور بالقوه
( . Potentially ( adv
:possibly true in the future but not true now. اتفاقاتی ک در آینده امکانش هست بیافتن
پتانسیل
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٩)