🔸 معادل فارسی:
• سوژه بالقوه
• موضوع بالقوه برای گزارش
• خبر یا گزارش احتمالی
• داستان یا روایت بالقوه
• مطلبی که ارزش پرداختن دارد
🔸 مثال ها:
• The editor thought it could be a potential story.
... [مشاهده متن کامل]
سردبیر فکر کرد که این می تواند یک سوژهٔ خوب برای گزارش باشد.
• We're always looking for potential stories.
ما همیشه به دنبال سوژه های بالقوه برای گزارش هستیم.
• A local resident tipped off the reporter about a potential story.
یکی از ساکنان محلی، خبرنگار را از یک سوژه احتمالی باخبر کرد.
• The journalist decided to investigate the potential story further.
روزنامه نگار تصمیم گرفت آن سوژه احتمالی را بیشتر بررسی کند.
• سوژه بالقوه
• موضوع بالقوه برای گزارش
• خبر یا گزارش احتمالی
• داستان یا روایت بالقوه
• مطلبی که ارزش پرداختن دارد
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
سردبیر فکر کرد که این می تواند یک سوژهٔ خوب برای گزارش باشد.
ما همیشه به دنبال سوژه های بالقوه برای گزارش هستیم.
یکی از ساکنان محلی، خبرنگار را از یک سوژه احتمالی باخبر کرد.
روزنامه نگار تصمیم گرفت آن سوژه احتمالی را بیشتر بررسی کند.