🔸 معادل فارسی
• بد بیان شده
• درست گفته نشد
• ناشیانه مطرح شد
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** اشاره به اینکه چیزی به شکل نامناسب یا غیرشفاف بیان شده است.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* That was poorly put; let me rephrase.
بد بیان شد؛ اجازه بده دوباره بگویم.
2. ** ( انتقادی – کاربردی ) :** برای نقد نحوه ی بیان یا توضیح کسی، نه لزوماً محتوای آن.
- *مثال:* His idea was good, but it was poorly put.
ایده اش خوب بود، اما بد بیان شد.
- - -
## 🔸 مترادف ها
badly expressed | clumsily phrased | inarticulately stated | unclearly worded | inelegantly said
- - -
## 🔸 مثال ها
• That was poorly put; people misunderstood you.
بد بیان شد؛ مردم حرفت را اشتباه برداشت کردند.
• I agree with the idea, but it was poorly put.
با ایده موافقم، اما بد بیان شد.
• The speech was poorly put and lacked clarity.
سخنرانی بد بیان شد و وضوح نداشت.
• بد بیان شده
• درست گفته نشد
• ناشیانه مطرح شد
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** اشاره به اینکه چیزی به شکل نامناسب یا غیرشفاف بیان شده است.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* That was poorly put; let me rephrase.
بد بیان شد؛ اجازه بده دوباره بگویم.
2. ** ( انتقادی – کاربردی ) :** برای نقد نحوه ی بیان یا توضیح کسی، نه لزوماً محتوای آن.
- *مثال:* His idea was good, but it was poorly put.
ایده اش خوب بود، اما بد بیان شد.
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
بد بیان شد؛ مردم حرفت را اشتباه برداشت کردند.
با ایده موافقم، اما بد بیان شد.
سخنرانی بد بیان شد و وضوح نداشت.
✍️ به چیزی اشاره دارد که به شکلی نامشخص، گیج کننده یا ناکافی بیان شده است. این عبارت نشان می دهد که پیام به طور مؤثر منتقل نشده است.
... [مشاهده متن کامل]
✍️✍️نمایانگر ارتباطات ناکارآمد و احتمال سوء تفاهم یا گیج شدن است
👈مترادف: Miscommunicate, confuse, obscure, bungle.
👇مثال؛