pooped

جمله های نمونه

1. after reaching kollakchal i was utterly pooped
پس از رسیدن به کلک چال دیگر اصلا رمق نداشتم.

انگلیسی به انگلیسی

• exhausted, tired, fatigued, wearied (slang)

پیشنهاد کاربران

:مدفوع کرد،
معنی دیگر: قورت دادن، تفنگ در کردن، صدای بوق ایجاد کردن، گوزیدن، با عقب کشتی، تصادم کردن، از نفس افتادن، تمام شدن، باد و گاز معده را خالی کردن
معانی دیگر: خسته، درمانده، کوفته
Defenitions:
...
[مشاهده متن کامل]

Verb:
( of a wave ) break over the stern of ( a ship ) , sometimes causing it to capsize. :
( موج ) که از عقب ( کشتی ) عبور می کند و گاهی باعث واژگونی آن می شود.
یا:
exhausted, tired, fatigued, wearied ( slang ) :
خسته، کوفته، فرسوده، فرسوده ( عامیانه )

له و لورده، خسته و کوفته، مالیده، جون از تن دراومده، از کت و کول افتاده
خسته و کوفته
\پاره
تهوع کردن
خیلی خیلی خسته
خسته درمانده