poop duty

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• وظیفه ی تمیز کردن فضولات ( حیوانات یا کودکان )
• کاری کثیف و ناخوشایند ( به صورت استعاری )
• وظیفه ای که کسی نمی خواهد انجام دهد
🔸 مثال ها:
• "I'm on poop duty today; the dog has been sick all night. "
...
[مشاهده متن کامل]

امروز نوبت من است که فضولات سگ را تمیز کنم؛ سگ تمام شب بیمار بوده است.
• "Nobody wants to be on poop duty during the camping trip. "
هیچ کس نمی خواهد در طول سفر کمپینگ، مسئول تمیز کردن فضولات باشد.
• "Dealing with these complaints is the poop duty of this job. "
رسیدگی به این شکایات، کار کثیف و ناخوشایند این شغل است.

صدایی که هنگام ترس به کار میرود - بی ادبانه"تو روحت"