pollution

/pəˈluːʃn̩//pəˈluːʃn̩/

معنی: الودگی، کثافت، لوی، نا پاکی
معانی دیگر: لوک

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process, or an instance, of polluting.

- The company paid a fine for its pollution of the soil near the factory.
[ترجمه Morteza] شرکت به علت آلوده کردن خاک های اطراف کارخانه جریمه پرداخت کرد
|
[ترجمه گوگل] این شرکت به دلیل آلودگی خاک نزدیک کارخانه جریمه پرداخت کرد
[ترجمه ترگمان] شرکت برای آلودگی های خود در خاک نزدیک کارخانه جریمه پرداخت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the condition or quality of being polluted.

- Pollution of the air is responsible for some of these respiratory illnesses.
[ترجمه گوگل] آلودگی هوا عامل برخی از این بیماری های تنفسی است
[ترجمه ترگمان] آلودگی هوا مسئول برخی از این بیماری های تنفسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: contaminating material that pollutes.

- Pollution in the lake is killing the fish.
[ترجمه گوگل] آلودگی دریاچه باعث مرگ ماهی ها می شود
[ترجمه ترگمان] آلودگی در دریاچه، ماهی را می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. pollution has stripped the trees of their foliage
آلودگی شاخ و برگ درختان را ریخته است.

2. air pollution
آلودگی هوا

3. air pollution is still a live subject
آلودگی هوا هنوز یک موضوع مورد بحث است.

4. noise pollution
(وجود صداهای ناهنجار در محیط زیست - به ویژه در شهرها) صدا آلودگی،آلودگی صوتی

5. he spoke to the club on air pollution
برای باشگاه درباره ی آلودگی هوا نطق کرد.

6. the discoloration of the lake (waters) as a result of pollution
دگرفامی آب دریاچه در اثر آلودگی

7. There is a connection between pollution and the death of trees.
[ترجمه گوگل]بین آلودگی و مرگ درختان ارتباط وجود دارد
[ترجمه ترگمان]ارتباط بین آلودگی و مرگ درختان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The fine was for the company's pollution of the air near its plants.
[ترجمه گوگل]این جریمه به دلیل آلودگی هوای این شرکت در نزدیکی کارخانه هایش بود
[ترجمه ترگمان]جریمه برای آلودگی این شرکت در نزدیکی کارخانه های آن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The obvious way of reducing pollution is to use cars less.
[ترجمه گوگل]راه واضح کاهش آلودگی استفاده کمتر از خودرو است
[ترجمه ترگمان]روش بدیهی کاهش آلودگی استفاده از اتومبیل کم تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. All pollution is simply an unused resource.
[ترجمه گوگل]همه آلودگی ها صرفاً یک منبع بلااستفاده هستند
[ترجمه ترگمان]تمام آلودگی به سادگی یک منبع استفاده نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A miasma of pollution hung in the air above Mexico City.
[ترجمه گوگل]میاسمای آلودگی در هوای بالای مکزیکوسیتی آویزان بود
[ترجمه ترگمان]A آلودگی در هوا بالای شهر مکزیک آویزان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Changes in the climate are due to pollution of the atmosphere.
[ترجمه گوگل]تغییرات آب و هوا به دلیل آلودگی جو است
[ترجمه ترگمان]تغییرات در آب و هوا ناشی از آلودگی اتمسفر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We should take many measures to stop pollution.
[ترجمه گوگل]برای جلوگیری از آلودگی باید اقدامات زیادی انجام دهیم
[ترجمه ترگمان]ما باید اقدامات زیادی برای جلوگیری از آلودگی انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The costs of pollution control must be considered.
[ترجمه گوگل]هزینه های کنترل آلودگی باید در نظر گرفته شود
[ترجمه ترگمان]هزینه های کنترل آلودگی باید در نظر گرفته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. There has been a sharp decrease in pollution since the law was introduced.
[ترجمه گوگل]از زمان تصویب این قانون آلودگی هوا به شدت کاهش یافته است
[ترجمه ترگمان]از زمانی که قانون معرفی شد، کاهش شدیدی در آلودگی صورت گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The Act imposes more stringent regulations on atmospheric pollution.
[ترجمه گوگل]این قانون مقررات سختگیرانه تری را در مورد آلودگی جوی وضع می کند
[ترجمه ترگمان]این قانون مقررات سختگیرانه تری در زمینه آلودگی هوا اعمال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. There are various techniques for dealing with industrial pollution.
[ترجمه گوگل]تکنیک های مختلفی برای مقابله با آلودگی های صنعتی وجود دارد
[ترجمه ترگمان]تکنیک های مختلفی برای مقابله با آلودگی صنعتی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

الودگی (اسم)
filth, alloy, contamination, pollution, impurity, purulence, stain, soilage, squalor

کثافت (اسم)
filth, contamination, pollution, impurity, mire, muck, dirt, jakes, soilure

لوی (اسم)
contamination, pollution

ناپاکی (اسم)
contamination, pollution, impurity, improbity

تخصصی

[عمران و معماری] آلودگی
[زمین شناسی] آلودگی
[بهداشت] آلودگی
[خاک شناسی] آلودگی
[آب و خاک] آلودگی

انگلیسی به انگلیسی

• contamination; desecration; dirtying, soiling; spoiling, destruction
pollution is the process of polluting water, the air, or the environment.
pollution is also the unpleasant substances that pollute water, the air, or the environment.

پیشنهاد کاربران

معنی
1 - آلودگی
2 - آلاینده ها
pollution: آلودگی
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : pollute
✅️ اسم ( noun ) : pollution / pollutant / polluter
✅️ صفت ( adjective ) : polluted
✅️ قید ( adverb ) : _
برپایه نسک ریشه واژگان فارسی، الفیده دکتر علی نورائی، راب ( فعل ) to pollute هم ریشه با آلودن در فارسی است.
pollution
آلودن: to pollute
آلودگی: pollution
آلایش: کنش آلودن
Dirty
Opp. Clean
آلودگی
For example:
Fever pollution
pollution ( شیمی )
واژه مصوب: آلودگی
تعریف: وارد شدن ماده ای در آب یا خاک یا هوا که کیفیت طبیعی آنها را تحت تأثیر قرار دهد و موجب آزار حواس بینایی یا چشایی یا بویایی یا شنوایی شود یا سلامتی را به خطر اندازد
anti pollution ضد آلودگی
e. g. Pollution is still very much a live issue
( ​of interest or importance at the present time )
damage to air, water, etc
pollution
pollution : pollut - ion
شاید سِتاک pollut با واژه های پارسی زیر همریشه باشد
پَلید : palid = pollut
پَلَشت/ پَلَت : palasht / palat= pollut
با پس وند ion می تواند واژه های پارسی این گونه شود
پَلید : پَلِش ( پَلِشَن )
پَلَشت : پَلِش ( پَلِشَن )

آلایندگی
الودگی
آلودگی
The act of causing air
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)

بپرس