polarizability


شیمى : قطبش پذیرى
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Covering power, throwing power, polarization value, polarizability, peak point potential and peak point current of the brightener are also almost equal to those of the abroad counterparts.
[ترجمه ترگمان]پوشش دادن قدرت، پرتاب قدرت، ارزش پلاریزاسیون، پتانسیل نقطه اوج و جریان نقطه اوج of نیز تقریبا برابر با همتایان خارجی خارجی هستند
[ترجمه گوگل]قدرت پوشش، قدرت پرتاب، مقدار قطبی شدن، قطبش پذیری، پتانسیل نقطه نقطه و نقطه نقطه اوج روشن کننده نیز تقریبا برابر با همتایان خارجی خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is indicated that polarizability of new geoelectric parameter as the precursor observation term is good.
[ترجمه ترگمان]همچنین نشان داده می شود که polarizability پارامتر geoelectric جدید به عنوان عبارت اولیه مشاهده خوب است
[ترجمه گوگل]نشان داده شده است که قطبشگرایی پارامتر ژئوالکتریک جدید به عنوان اصطلاح مشاهده پیشرو خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Finally the universal formula of higher order nonlinear polarizability has been given.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، فرمول کلی نظم بالاتر polarizability غیر خطی داده شده است
[ترجمه گوگل]در نهایت فرمول جهانی مرتب سازی غیر خطی مرتبه بالاتر داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The electronic spectrum and the third order nonlinear polarizability of this supramolecule were examined by ZINDO SOS method.
[ترجمه ترگمان]طیف الکترونیکی و مرتبه سوم polarizability غیر خطی این supramolecule توسط روش ZINDO (SOS بررسی شدند
[ترجمه گوگل]طیف الکترونیک و قطبش پذیری غیر خطی مرتبه سوم این سوپر مولکول با روش ZINDO SOS مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Moreover, the bond polarizability derivatives retrieved from the Raman intensities show some clues to the Raman excited virtual states.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، مشتقات polarizability که از تراکمات رامان دریافت می شوند، برخی از اشارات به حالات مجازی تحریک شده رامان را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، مشتقات polarizability باند دریافت شده از شدت Raman نشان می دهد برخی از سرنخ ها را به حالت مجازی هیجان رامان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The calculations of third-order nonlinear polarizability are introduced.
[ترجمه ترگمان]محاسبات polarizability غیر خطی مرتبه سوم معرفی می شوند
[ترجمه گوگل]محاسبات پلاریزایی غیر خطی مرتبه سوم ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Changes of the nonlinear polarizability of the molecular layers can be explained by using the theory of atom-radical and valence bond.
[ترجمه ترگمان]تغییرات غیر خطی لایه های مولکولی را می توان با استفاده از نظریه پیوند اتم - رادیکال و ظرفیت توضیح داد
[ترجمه گوگل]تغییرات پلاریزایی غیر خطی لایه های مولکولی را می توان با استفاده از تئوری پیوند اتمی و رادیکال و والنتازی توضیح داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This paper explores the suitability of second-order polarizability vector model, which was proposed by us, for the organometallic complexes.
[ترجمه ترگمان]این مقاله مناسب بودن مدل برداری polarizability مرتبه دوم را بررسی می کند که توسط ما برای کمپلکس های organometallic پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]این مقاله به بررسی مناسب بودن مدل بردار polarizability دوم مرتب شده است که ما برای مجموعه های فلزات فلزات پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This is in general agreement with the polarizability sequences of the various cations transiently re-adsorbed on the particles of the three soils.
[ترجمه ترگمان]این امر به طور کلی با توالی polarizability کاتیون های مختلف برای انتقال مجدد جذب شده بر ذرات سه خاک مورد توافق قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]این به طور کلی توافق با توالی قطبش پذیری کاتدی های مختلف است که به طور مداوم دوباره جذب شده بر روی ذرات سه خاک می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The normalized effective conductivity of the composite can be viewed as a function of the dipole polarizability and the volume fraction of the fiber.
[ترجمه ترگمان]رسانایی موثر نرمال کامپوزیت را می توان به عنوان تابعی از the دوقطبی و بخش حجمی فیبر مشاهده کرد
[ترجمه گوگل]هدایت مؤثر عادی کامپوزیت می تواند به عنوان تابع قطبش پذیری دو قطبی و مقدار حجم فیبر مشاهده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The results show that these compounds have high values of second-order nonlinear polarizability in solution.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که این ترکیبات مقادیر بالایی از polarizability غیرخطی مرتبه دوم در محلول دارند
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که این ترکیبات دارای مقادیر بالایی از پلاریزایی غیر خطی مرتبه دوم در محلول هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The calculated results indicate that molecule 1 has higher second-order nonlinear optical polarizability.
[ترجمه ترگمان]نتایج محاسبه شده نشان می دهد که مولکول ۱ دارای order نوری غیرخطی درجه بالا است
[ترجمه گوگل]نتایج محاسبه نشان می دهد که مولکول 1 دارای قطبش پذیری نوری غیر خطی درجه دوم بالاتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The effective length of carbon chain of alkanes was built up by using the polarizability effective index.
[ترجمه ترگمان]طول موثر زنجیره کربن of با استفاده از شاخص موثر polarizability ساخته شد
[ترجمه گوگل]طول مؤثر زنجیره کربن آلکان ها با استفاده از شاخص مولد پلاریزایی ساخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[شیمی] قطبش پذیری
[پلیمر] قطبش پذیری

به انگلیسی

• ability to be polarized, ability to be divided into two distinct poles; ability to be divided into two factions (also polarisability)

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهشیمى : قطبش پذیرىجمله های نمونه1. Covering power, throwing power, polarization value, polarizability, peak point potential and pea ...بررسی تخصصی[شیمی] قطبش پذیری [پلیمر] قطبش پذیریانگلیسی به انگلیسیability to be polarized, ability to be divided into two distinct poles; ability to be divided into t ...
معنی polarizability، مفهوم polarizability، تعریف polarizability، معرفی polarizability، polarizability چیست، polarizability یعنی چی، polarizability یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: polarization
اشتباه تایپی: حخمشقهظشذهمهفغ
آوا: /پلریزبیلیتی/
عکس polarizability : در گوگل
معنی polarizability

پیشنهاد کاربران

polarizability ( شیمی )
واژه مصوب: قطبش پذیری
تعریف: [شیمی] میزان آسانی انحراف ابر الکترونی یک هستار مولکولی با استفاده از یک میدان الکتریکی|||[فیزیک]‏ خاصیت یک اتم یا مولکول که به موجب آن اَبرِ الکترون آن اتم یا مولکول در میدان الکتریکی تغییر شکل می یابد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما