poison's out

پیشنهاد کاربران

• ( استعاری ) حرف دلت را زدی و راحت شدی
( استعاری/احساسی – رهایی ) : آزاد شدن از یک احساس منفیِ طولانی یا گفتن حرفی که مدت ها در دل مانده بود و باعث آسودگی خاطر شدن. این معنا شبیه به "از دل بیرون ریختن" است.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال:
I finally told him what I really thought about his behavior. The poison's out, and I feel so much lighter.
بالاخره بهش گفتم واقعاً راجع به رفتارش چه فکر می کنم. عقده دلم باز و حسابی سبک شدم.
I'd been keeping this secret for years, but when I finally told my best friend, it was like the poison was out.
سال ها بود این راز را پیش خودم نگه داشته بودم، اما وقتی بالاخره به بهترین دوستم گفتم، انگار عقده دلم باز شد.