poised to ink

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آماده ی امضا کردن
• در آستانه ی امضا بودن
• نزدیک به امضای توافق
• در حالت آماده باش برای امضا
🔸 مثال ها:
• Canada and the United States looked poised to ink a new deal.
...
[مشاهده متن کامل]

کانادا و ایالات متحده در آستانه ی امضای یک توافق جدید به نظر می رسیدند.
• The two companies are poised to ink a merger agreement.
آن دو شرکت در آستانه ی امضای توافق ادغام هستند.
• Pakistan is poised to ink a $1. 2bn IMF deal this week.
پاکستان آماده است تا این هفته توافق ۱. ۲ میلیارد دلاری با صندوق بین المللی پول را امضا کند.