۱. به کسب وکارهای خود مشغول بودن ( فعل عبارتی ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The local fishermen go out to the harbor every morning to ply their trade.
۲. پیشه وری کردن ( فعل عبارتی )
The carpenter spent decades learning how to ply his trade with perfection.
... [مشاهده متن کامل]
۳. کاسبی کردن [معمولاً در مورد کارهای خیابانی یا غیرقانونی] ( فعل عبارتی )
Pickpockets often ply their trade in crowded subway stations.
۴. به حرفه ای اشتغال داشتن ( فعل عبارتی )
She moved to the capital to ply her trade as a professional photographer.
۵. دست فروشی یا عرضه ی کالا و خدمات کردن ( فعل عبارتی )
Many street vendors ply their trade along the busy boardwalk during the summer.
۶. فن یا مهارتی را به کار بستن ( فعل عبارتی )
In this quiet village, old - fashioned blacksmiths still ply their trade.
توضیح:
این اصطلاح به معنای انجام دادنِ منظم و مستمرِ یک شغل، حرفه یا صنعت است. واژه ی "Ply" در اینجا به معنای با جدیت و پشتکار کار کردن است. این عبارت هم برای مشاغل محترم و سنتی ( مانند نجاری یا ماهیگیری ) به کار می رود و هم به صورت کنایه آمیز برای توصیف فعالیتِ افرادی که در خیابان ها به کارهای خلاف یا مشکوک ( مانند جیب بری یا تن فروشی ) مشغولند، استفاده می شود. در کل، بر جنبه ی "تکرار و استمرار" در یک مکان یا حوزه ی خاص تأکید دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Carry on business / Practice a craft / Pursue a calling / Follow a trade / Exercise a skill / Hustle / Work at / Do business / Run a business / Labour / Drive a trade
۲. پیشه وری کردن ( فعل عبارتی )
... [مشاهده متن کامل]
۳. کاسبی کردن [معمولاً در مورد کارهای خیابانی یا غیرقانونی] ( فعل عبارتی )
۴. به حرفه ای اشتغال داشتن ( فعل عبارتی )
۵. دست فروشی یا عرضه ی کالا و خدمات کردن ( فعل عبارتی )
۶. فن یا مهارتی را به کار بستن ( فعل عبارتی )
توضیح:
این اصطلاح به معنای انجام دادنِ منظم و مستمرِ یک شغل، حرفه یا صنعت است. واژه ی "Ply" در اینجا به معنای با جدیت و پشتکار کار کردن است. این عبارت هم برای مشاغل محترم و سنتی ( مانند نجاری یا ماهیگیری ) به کار می رود و هم به صورت کنایه آمیز برای توصیف فعالیتِ افرادی که در خیابان ها به کارهای خلاف یا مشکوک ( مانند جیب بری یا تن فروشی ) مشغولند، استفاده می شود. در کل، بر جنبه ی "تکرار و استمرار" در یک مکان یا حوزه ی خاص تأکید دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط: