از گنجشک طلایی بهره برداری بیش از حد / منبع درآمد را خراب کردن / مرغ طلایی را کشتن
به کاری گفته می شود که منبع سود یا موفقیت را خراب می کند؛ یعنی آنقدر از چیزی استفاده کردن که دیگر سودی ندهد.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
1. By raising prices too high, the company plucked its golden goose and lost customers.
با بالا بردن قیمت ها، شرکت منبع درآمدش را خراب کرد و مشتری ها را از دست داد.
2. Don't pluck your golden goose by overworking your best employees.
بهترین کارمندهایت را بیش از حد کار نده، منبع موفقیتت را خراب نکن.
3. The government plucked its golden goose when it imposed heavy taxes on small businesses.
وقتی مالیات سنگین بر کسب وکارهای کوچک وضع کرد، منبع درآمدش را نابود کرد.
به کاری گفته می شود که منبع سود یا موفقیت را خراب می کند؛ یعنی آنقدر از چیزی استفاده کردن که دیگر سودی ندهد.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
با بالا بردن قیمت ها، شرکت منبع درآمدش را خراب کرد و مشتری ها را از دست داد.
بهترین کارمندهایت را بیش از حد کار نده، منبع موفقیتت را خراب نکن.
وقتی مالیات سنگین بر کسب وکارهای کوچک وضع کرد، منبع درآمدش را نابود کرد.