plough through

پیشنهاد کاربران

یک فعل phrasal به معنی عبور با سختی زیاد از یک محیط و یا فضا می باشد. برای مثال :
the plane overshot the runway and ploughed through trees before coming to rest

وقت و تلاشِ زیادی را به کاری خسته کننده اختصاص دادن، زمان گذاشتن، تهجد کردن، خواندن، مطالعه کردن، به سختی پیش رفتن، زحمت کشیدن، دست و پنجه نرم کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما