pliers

/ˈplaɪərz//ˈplaɪəz/

معنی: انبر، انبردست
معانی دیگر: گاز انبر، میخ کش (a pair of pliers هم می گویند)

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: any of various tools that have opposed handles and jaws connected by a pivot and that are used for holding, bending, or cutting wire, metal, or the like.

جمله های نمونه

1. pliers for bending wire
گاز انبر برای خم کردن سیم

2. a pair of pliers
یک گاز انبر

3. he placed the screw between the two jaws of the pliers
او پیچ را میان دو زبانه ی گازانبر گذاشت.

4. The best way to open it is with pliers.
[ترجمه ترگمان]بهترین راه برای باز کردن آن، انبردست سوزنی است
[ترجمه گوگل]بهترین راه برای باز کردن آن با انبردست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Have you got a pair of pliers?
[ترجمه ترگمان]تو یه انبردست داری؟
[ترجمه گوگل]آیا شما یک جفت انبردست دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Pass me that pair of pliers, please.
[ترجمه ترگمان]لطفا اون دوتا انبردست رو بده به من، لطفا
[ترجمه گوگل]لطفا این جفت انبردست را بفرست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Don't struggle: take a grip with pincers or pliers and remove the sucker as though pulling out a nail.
[ترجمه ترگمان]تقلا نکنید: چنگال را بردارید و یا انبردست سوزنی را بردارید و ماهی را بیرون بیاورید، انگار که میخ را بیرون بکشید
[ترجمه گوگل]مبارزه نکنید با قلاب و یا انبردست را ببندید و مچ پا را به طوری که کشیدن یک ناخن را بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hand me that pair of pliers, please.
[ترجمه ترگمان]لطفا اون دوتا انبردست رو بده به من، لطفا
[ترجمه گوگل]لطفا این جفت انفجار را به من بفرست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Eight women sent away for instruction booklets, pliers, beads, crosses and hundreds of feet of wire.
[ترجمه ترگمان]هشت زن برای آموزش کتابچه های راهنما، انبردست، مهره، صلیب و صدها فوت سیم به آنجا اعزام شدند
[ترجمه گوگل]هشت زن فرستاده شده برای دفترچه های آموزشی، انبردست، دانه ها، صلیب ها و صدها فوت سیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He put down is pliers and looked up at her.
[ترجمه ترگمان]انبردست را پایین گذاشت و به او نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او قرار داده است انبردست و نگاه او را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This has often meant having to use pliers and then replacing the staples with new ones.
[ترجمه ترگمان]این کار اغلب به معنای نیاز به استفاده از انبردست سوزنی و سپس جایگزین کردن کالاهای اساسی با لباس های جدید است
[ترجمه گوگل]این اغلب به معنای نیاز به استفاده از انبردست و سپس جایگزین اساسی با موارد جدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Adjust the thin metal strip with your special pliers.
[ترجمه ترگمان]اون نوار باریک آهنی رو با انبردست سوزنی مخصوص خودت تنظیم کن
[ترجمه گوگل]نوار نوار نازک را با انبردست مخصوص خود تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Bosun's Sail ties, pliers, adjustable spanner, screwdriver, shock cords.
[ترجمه ترگمان]ties و ties، انبردست، آچار، آچار، پیچ گوشتی، پیچ گوشتی
[ترجمه گوگل]پیاده روی سالن بوسون، انبردست، کلید های قابل تنظیم، پیچ گوشتی، طناب های شوک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. His teeth were extracted with pliers and he was dragged by the tail of a galloping horse.
[ترجمه ترگمان]دندان هایش با انبردست از آن بیرون کشیده شد و دم به دم اسب چهار نعل از آن بیرون کشیده شد
[ترجمه گوگل]دندان های او با انبرداری استخراج شد و توسط دم اسب پر از تپه ای کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

انبر (اسم)
barnacle, pliers, pincers

انبردست (اسم)
pliers

تخصصی

[مهندسی گاز] انبردست - انبردست

به انگلیسی

• forceps, tongs; pincers, tweezers
pliers are a tool used for holding or pulling out things such as nails, or for bending or cutting wire.

پیشنهاد کاربران

انبردست
Plural noun
انبردست
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما