plant one on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یک بوسه محکم بر لب های کسی کاشتن
• محکم بوسیدن / با اشتیاق بوسیدن
• ( به صورت غیررسمی ) کسی را محکم در آغوش گرفتن و بوسیدن
🔸 مثال ها:
• "He planted one on her right at the airport before she boarded the plane. "
...
[مشاهده متن کامل]

او درست در فرودگاه، قبل از سوار شدنش به هواپیما، یک بوسه محکم بر لب هایش کاشت.
• "She was so happy that she planted one on his cheek. "
او آنقدر خوشحال بود که یک بوسه محکم بر گونه اش کاشت.
• "In the movie, the hero plants one on the heroine dramatically. "
در فیلم، قهرمان به طور نمایشی یک بوسه محکم بر لب های قهرمان زن می کشد.