نهادن ـ گذاشتن ـ قرار دادن بر
which he placed upon his own head
تا این جا بر سرش بود.
That was my stock in trade, when there was a value placed upon the ineffable and the exalted
سرمایه گذاری ام روی او بود وقتی که هنر به این بزرگی و جایگاهی داشت.
... [مشاهده متن کامل]
lighted by two wax candles, placed upon a table with a green cloth
و با دو شمع که بر دو طرف میزی سبزپوش جای داشت روشن میشد.
تا این جا بر سرش بود.
سرمایه گذاری ام روی او بود وقتی که هنر به این بزرگی و جایگاهی داشت.
... [مشاهده متن کامل]
و با دو شمع که بر دو طرف میزی سبزپوش جای داشت روشن میشد.