places

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. certain places of denim pants are sewn with metal rivets
شلوارهای جین در برخی جاها با همبندهای فلزی دوخته شده اند.

2. waste places
مکان های بایر

3. go places
(امریکا) موفق شدن،به جایی رسیدن

4. in some places the snow has become drifty
در برخی جاها برف انباشته شده است.

5. i dislike crowded places
من از جاهای شلوغ بدم می آید.

6. if the builder places the first brick off plumb. . .
خشت اول چون نهد معمار کج . . .

7. taverns were the places to which he resorted in the evening
میخانه ها محل آمد و شد شبانه ی او بودند.

8. he spoke in many places during the campaign
طی مبارزات انتخاباتی در چندین محل سخنرانی کرد.

9. battalions that had bivouacked in places like ghamsar
گردان هایی که در مکان هایی مثل قمصر اردو زده بودند

10. he has applied to several places for a job
او به چندین جا برای کار مراجعه کرده است.

11. oil is refined in several places in iran
در چندین جای ایران نفت پالایش می شود.

12. wood deteriorates faster in damp places
چوب در جاهای مرطوب زودتر خراب می شود.

13. would you like to swap places with me?
آیا میل داری جای خود را با جای من عوض کنی ؟

14. would you like to trade places with me?
آیا میل داری جایت را با جای من عوض کنی ؟

15. one can't be in two places at once
(آدم نمی تواند در آن واحد در دو جا باشد) با یک دست نمی توان دو هندوانه را بلند کرد

16. his shoulder was dislocated in two places
در دو محل استخوان شانه اش دررفتگی پیدا کرده بود.

17. the bone is broken in several places
استخوان در چندین جا شکسته است.

18. the ship was holed in several places
کشتی در چندین جا سوراخ شده بود.

19. his thigh bone was fractured in two places
استخوان رانش در دو جا شکستگی پیدا کرده بود.

20. library books are shelved in their own places
کتاب های کتابخانه را در محل های خودشان می گذارند.

21. lor tribes summer and winter in different places
ایلات لر تابستان و زمستان را در جاهای مختلف می گذرانند.

22. our forces landed in strength in three places
نیروهای ما به تعداد زیاد در سه محل پیاده شدند.

23. princes' children took names from their natal places
فرزندان شاهزادگان نام خود را از زادگاه خود می گرفتند.

24. the corpse was deeply slashed in several places
چندین جای جسد بریدگی های ژرفی داشت.

25. the razor cut my face in three places
تیغ ریش تراشی صورتم را در سه جا برید.

26. that ancient belief keeps peeping out in different places
(مجازی) آن باور قدیمی دایما سر از جاهای مختلف بر می آورد.

27. the car's mudguard was dented in a few places
گلگیر ماشین در چند جا فرورفتگی پیدا کرد.

28. to support his family he works in three places
برای تامین زندگی خانواده اش درسه محل کار می کند.

29. you know it isn't done to hold hands in public places
میدانی که دست هم را گرفتن در جاهای عمومی پسندیده شمرده نمی شود.

30. as a result of falling in the mountain, his knee was lacerated in several places
در اثر افتادن از کوه چند جای زانویش مجروح شد.

پیشنهاد کاربران

موقعیت ها
مکان ها
قائل شدن
لوکیشن
موقعیت - مکان - جا
جا ، مکان
مکان ها و موقعیت
قرار دادن
تلفظ میشه: پِلِی سیز
به معنای جا و مکان
[خطاب معلم به شاگردان کلاس]
Places please!

لطفاً سر جاهاتون بشینید!
مکان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما