pitch down

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
۱. ( هوانوردی )
• دماغه را به سمت پایین بردن
• شیرجه زدن
• به سمت پایین متمایل شدن
۲. ( به پایین پرتاب شدن )
• به پایین پرت شدن
• با شدت به پایین سقوط کردن
۳. ( صدا و موسیقی )
...
[مشاهده متن کامل]

• زیر و بم صدا را پایین آوردن
• گام یا فرکانس صدا را کاهش دادن
🔸 مثال ها:
( هوانوردی )
• The aircraft pitched down suddenly in heavy turbulence.
هواپیما در اثر تلاطم شدید، ناگهان دماغه اش به سمت پایین متمایل شد.
• The pilot pitched the plane down to avoid the storm.
خلبان دماغه هواپیما را به سمت پایین برد تا از طوفان دور شود.
( سقوط )
• The cyclist pitched down the hill after losing control.
دوچرخه سوار پس از از دست دادن کنترل، با شدت از تپه به پایین سقوط کرد.
( صدا )
• He pitched his voice down to sound more serious.
او صدایش را بم تر کرد تا جدی تر به نظر برسد.

Pitch up your voice
یعنی زیر کردن صدا
و
Pitch down your voice
یعنی بم کردن صدا