🔸 معادل فارسی:
• از شدت خنده ادرار کردن ( به صورت کنایه آمیز )
• از ترس یا استرس شدید، کنترل خود را از دست دادن
• به شدت خندیدن ( به طوری که کنترل ادرار از دست برود )
🔸 مثال ها:
• "I nearly pissed myself laughing at his joke. "
... [مشاهده متن کامل]
نزدیک بود از شدت خنده به خودم بیایم ( ادرارم را کنترل نکنم ) .
• "She was so terrified during the horror movie that she nearly pissed herself. "
او در طول فیلم ترسناک آنقدر وحشت کرده بود که نزدیک بود کنترل خود را از دست بدهد.
• "The comedy show was so hilarious that everyone was pissing themselves. "
برنامه کمدی آنقدر بامزه بود که همه از شدت خنده روده بر شدند.
• از شدت خنده ادرار کردن ( به صورت کنایه آمیز )
• از ترس یا استرس شدید، کنترل خود را از دست دادن
• به شدت خندیدن ( به طوری که کنترل ادرار از دست برود )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نزدیک بود از شدت خنده به خودم بیایم ( ادرارم را کنترل نکنم ) .
او در طول فیلم ترسناک آنقدر وحشت کرده بود که نزدیک بود کنترل خود را از دست بدهد.
برنامه کمدی آنقدر بامزه بود که همه از شدت خنده روده بر شدند.