یک اصطلاح عامیانه و بسیار توهین آمیز است که به معنی خدشه دار کردن، لکه دار کردن یا بی احترامی شدید به شرافت، آبرو یا اصول اخلاقی کسی است.
این عبارت بار معنایی بسیار منفی دارد و نشان دهنده ی رفتاری پست و دون شأن است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
1: “He was offered a promotion, but he had to piss on his own integrity to get it by betraying his colleagues. ”
به او ترفیع پیشنهاد شد، اما او مجبور شد با خیانت به همکارانش، شرافت خود را لکه دار کند تا آن را به دست آورد.
2: “Spreading false rumors about her just to win the election is like pissing on her integrity. ”
پخش کردن شایعات دروغین درباره او فقط برای بردن انتخابات، مانند این است که آبروی او را ببرید ( یا به شرافت او توهین کنید ) .
3: “The company’s decision to cut corners on safety regulations was a way to piss on the integrity of their employees who trusted them. ”
تصمیم شرکت برای زیر پا گذاشتن مقررات ایمنی، راهی بود برای بی احترامی به شرافت کارکنانش که به آن ها اعتماد داشتند.
این عبارت بار معنایی بسیار منفی دارد و نشان دهنده ی رفتاری پست و دون شأن است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
به او ترفیع پیشنهاد شد، اما او مجبور شد با خیانت به همکارانش، شرافت خود را لکه دار کند تا آن را به دست آورد.
پخش کردن شایعات دروغین درباره او فقط برای بردن انتخابات، مانند این است که آبروی او را ببرید ( یا به شرافت او توهین کنید ) .
تصمیم شرکت برای زیر پا گذاشتن مقررات ایمنی، راهی بود برای بی احترامی به شرافت کارکنانش که به آن ها اعتماد داشتند.