piss off


(خودمانی - زننده) 1- دلخور کردن، عصبانی کردن 2- رفتن، گور خود را گم کردن

انگلیسی به انگلیسی

• go away, leave, depart; annoy, make angry (slang)

پیشنهاد کاربران

### **1. Piss someone off**
**Meaning:** To make someone very angry or annoyed
**Persian:** کسی را خیلی عصبانی کردن
✅ *He really pissed me off by ignoring my calls. *
➝ او واقعاً مرا عصبانی کرد که تماس هایم را نادیده گرفت.
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
### **2. Piss and moan**
**Meaning:** To complain a lot, especially about small things
**Persian:** غر زدن و شکایت کردن درباره چیزهای بی اهمیت
✅ *Stop pissing and moaning about your job and do something to change it!*
➝ دست از غر زدن درباره کارت بردار و کاری برای تغییرش بکن!
- - -
### **3. Piss - poor** * ( informal, rude ) *
**Meaning:** Very bad or of very low quality
**Persian:** خیلی بد و بی کیفیت
✅ *The service at that restaurant was piss - poor; I’m never going back there. *
➝ خدمات آن رستوران خیلی بد بود؛ دیگر هرگز آنجا نمی روم.
- - -
### **4. Piss in the wind**
**Meaning:** To do something pointless or useless
**Persian:** کاری بیهوده و بی نتیجه انجام دادن
✅ *Trying to change his mind is like pissing in the wind. *
➝ تلاش برای تغییر نظر او مثل آب در هاون کوبیدن است.
- - -
### **5. Full of piss and vinegar** * ( informal, American English ) *
**Meaning:** Energetic, full of enthusiasm
**Persian:** پر از انرژی و شور و هیجان
✅ *Even at 70, my grandfather is still full of piss and vinegar. *
➝ حتی در ۷۰ سالگی، پدربزرگم هنوز پر از انرژی و شور و هیجان است.
- - -
### **6. Not have a pot to piss in** * ( informal, rude ) *
**Meaning:** To be extremely poor
**Persian:** خیلی فقیر بودن
✅ *After losing his job, he didn’t have a pot to piss in. *
➝ بعد از اینکه کارش را از دست داد، کاملاً بی پول شد.
- - -
### **7. Piss money away** * ( informal ) *
**Meaning:** To waste money carelessly
**Persian:** پول را بیهوده خرج کردن
✅ *He pissed all his money away on gambling and now he’s broke. *
➝ او همه پولش را در قمار هدر داد و حالا ورشکسته شده است.
- - -
### **8. Piss off!** * ( rude, slang ) *
**Meaning:** Go away! ( used when angry )
**Persian:** گم شو! ( خیلی بی ادبانه )
✅ *I don’t want to talk to you right now, piss off!*
➝ الان نمی خواهم با تو صحبت کنم، گم شو!
- - -
### **9. Take the piss ( out of someone ) ** * ( British English, informal ) *
**Meaning:** To mock or tease someone
**Persian:** کسی را مسخره کردن
✅ *Are you taking the piss out of me, or are you serious?*
➝ داری مرا مسخره می کنی یا جدی می گویی؟
- - -
### **10. Piss up a rope** * ( informal, American slang ) *
**Meaning:** Try to do something impossible
**Persian:** تلاش برای کاری غیرممکن و بیهوده
✅ *Convincing him to apologize is like trying to piss up a rope. *
➝ متقاعد کردن او برای عذرخواهی مثل تلاش برای انجام کاری غیرممکن است.
- - -
⚠ **Note:** These expressions are informal and some are **rude/slang**, so be careful when using them.
chatgpt

گمشو - فعل امر
Piss off and leave me alone
برو پی کارت - فعل امر
Just piss off I don't want to talk to you
بزن به چاک - فعل امر
Tell him to piss off
برو گمشو - فعل امر ( تکرار عمداً )
...
[مشاهده متن کامل]

Piss off you idiot
عصبانی کردن - فعل
His constant complaining really pisses me off
کفری کردن - فعل
It pisses me off when people lie
آتیشی کردن - فعل
Stop that you're pissing me off
حرصی کردن - فعل
You're constant questions Piss me off
ناراحت کردن - فعل
It sure did piss him off that his proposal had been turned down
خفه شو - فعل
Just shut up, You say? Just Piss off

جملات معادل:
گورت را گم کن
بزن به چاک
گم شو
شرت را کم کن
While this term is not directly related to urine, it is a slang phrase that means to annoy or irritate someone. It is often used in a more aggressive or vulgar manner.
یک عبارت عامیانه به معنای آزار دادن یا تحریک کردن کسی. اغلب به شیوه ای تهاجمی/پرخاشگرانه تر یا مبتذل استفاده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
Don’t piss me off or there will be consequences.
A person might say, “He really knows how to piss off his coworkers. ”
In a heated argument, someone might shout, “Just piss off!”

از چیزی یا کسی عصبانی شدن. . .
pissed of = angry at someone or something.
pissoff در ترکی یعنی سیکتر و در فارسی گورت رو گم کن
گمشو
گورتو گم کن
برو پی کارت
گه نخور
عصبانی کردن، از کوره به در کردن، کفری کردن
your confidence is pissing me off
اعتماد به نفست داره منو کفری میکنه
حال بهم خوردن نمیشه؟
I am pissed off
اعصابم خورده.
رو مخی
گمشو
به جای piss off میتونید از fuck off هم استفاده کنید
piss off= fuck off
برو گمشو
You really pissing me off : واقعا داری اعصابمو خورد میکنی
He really must have pissed someone off : او واقعاً باید کسی را عصبانی کرده باشد ( که تا این حد ازش عصبانی هستند )
برو درتو بذار
پدر کسی رو در آوردن . ( معمولا تو آهنگ ها به این شکل استفاده میشه )
عصبانی کردن، دلخور کردن
همون معنی fuck off رو میده که به معنی گم شو ، گورتو گم کن هست .
شاشیدن ب کسی ، کسی رو عصبی کردن، بهم ریختن کسی
piss off=fuck off=bugger off=sod off=get lost:گمشو، برو گمشو، گورت را گم کن.
piss off= fuck off = get lost= گم شو
to piss someone off= to grieve somone= to sadden someone
مثال: she really pisses me off او مرا واقعا ناراحت میکنند عصبی میکند
گمشو
گور تو گم کن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٦)

بپرس