piqued
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
۱. برانگیختن ( فعل ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The mysterious headline piqued my interest.
۲. تحریک کردن ( فعل )
The strange smell piqued his curiosity.
۳. رنجاندن ( فعل )
She was piqued by his refusal to help her.
... [مشاهده متن کامل]
۴. آزرده خاطر کردن ( فعل )
His lack of attention piqued her.
۵. آزرده ( صفت )
He felt piqued that he wasn't invited to the meeting.
۶. به رخ کشیدن یا بالیدن به خود ( فعل - در حالت بازتابی )
She piqued herself on her culinary skills.
توضیح:
این کلمه دو کاربرد اصلی و کاملاً متفاوت دارد. پرکاربردترین حالت آن زمانی است که در مورد "کنجکاوی" یا "علاقه" ( Curiosity/Interest ) صحبت می کنیم؛ در اینجا به معنای زنده کردن یا تحریک کردن یک حس است. کاربرد دوم آن در مورد غرور و احساسات است؛ زمانی که کسی به دلیل نادیده گرفته شدن یا توهین غیرمستقیم، دچار رنجش یا دلخوری مختصری می شود، از این واژه استفاده می کنند.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Stimulated / Aroused / Provoked / Irritated / Annoyed / Nettled / Vexed / Stirred / Kindled / Offended / Resentful
۲. تحریک کردن ( فعل )
۳. رنجاندن ( فعل )
... [مشاهده متن کامل]
۴. آزرده خاطر کردن ( فعل )
۵. آزرده ( صفت )
۶. به رخ کشیدن یا بالیدن به خود ( فعل - در حالت بازتابی )
توضیح:
این کلمه دو کاربرد اصلی و کاملاً متفاوت دارد. پرکاربردترین حالت آن زمانی است که در مورد "کنجکاوی" یا "علاقه" ( Curiosity/Interest ) صحبت می کنیم؛ در اینجا به معنای زنده کردن یا تحریک کردن یک حس است. کاربرد دوم آن در مورد غرور و احساسات است؛ زمانی که کسی به دلیل نادیده گرفته شدن یا توهین غیرمستقیم، دچار رنجش یا دلخوری مختصری می شود، از این واژه استفاده می کنند.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
- FA: "آن شیء عجیب کنجکاوی مرا برانگیخت. "
... [مشاهده متن کامل]
- FA: "پیام مرموزش کنجکاوی او را تحریک کرد. "
- FA: "رنگ های روشن توجه نوزاد را جلب کرد. "
- - -
- FA: "آن صدا عجیب مرا کنجکاو کرد. "
- FA: "کتاب فانتزی تخیل او را برانگیخت. "
- - -
- FA: "فناوری جدید تقاضای بازار را تحریک کرد. "
- FA: "این تصمیم جنجال برانگیخت. "
- - -
- FA: "رفتارش شک آن ها را برانگیخت. "
- FA: "تیزر فیلم اشتیاق مرا برای دیدن آن برانگیخت. "
- - -
- "Piqued" در فارسی معمولاً با "برانگیختن"، "تحریک کردن"، یا "جلب کردن" ترجمه می شود.
- این فعل اغلب برای کنجکاوی/توجه ناگهانی استفاده می شود.
مثال اضافه:
"سؤال تو توجه همه را جلب کرد!"
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : pique
✅️ اسم ( noun ) : pique
✅️ صفت ( adjective ) : piqued
✅️ قید ( adverb ) : _
✅ فعل ( verb ) : pique
✅️ اسم ( noun ) : pique
✅️ صفت ( adjective ) : piqued
✅️ قید ( adverb ) : _
دلخور ( بودن/شدن )