🔸 معادل فارسی:
• حسرت خوردن / دلتنگ بودن و غصه خوردن
• در فراق چیزی ذوب شدن
• دلتنگی کشیدن / حسرت چیزی را خوردن
• برای از دست رفته غم خوردن / در آرزوی چیزی بودن
🔸 مثال ها:
• He spent years pining over his ex - girlfriend.
... [مشاهده متن کامل]
او سال ها در فراق دوست دختر سابقش غم و قصه خورد.
• She pined over the opportunity she had turned down.
او حسرت فرصتی را خورد که رد کرده بود.
• Don't pine over what you can't change.
برای چیزی که نمی توانی عوضش کنی، حسرت نخور.
• حسرت خوردن / دلتنگ بودن و غصه خوردن
• در فراق چیزی ذوب شدن
• دلتنگی کشیدن / حسرت چیزی را خوردن
• برای از دست رفته غم خوردن / در آرزوی چیزی بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او سال ها در فراق دوست دختر سابقش غم و قصه خورد.
او حسرت فرصتی را خورد که رد کرده بود.
برای چیزی که نمی توانی عوضش کنی، حسرت نخور.