pillion

/ˈpɪljən//ˈpɪlɪən/

معنی: ترک، زین زنانه، ترک سوار شدن
معانی دیگر: (در قرون وسطی) تشک عقب زین (برای دو ترکه سوار شدن بر اسب) تشک ترک اسب
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. He drove his motorbike, with me riding pillion.
[ترجمه ترگمان]او موتورش را با من حرکت داد و با من به ترک زین برگشت
[ترجمه گوگل]او موتور خود را به رانندگی برد، و من با راننده پریسون بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She rode pillion on her son's motor bike.
[ترجمه ترگمان]او با موتور موتورش سوار بر اسب شد
[ترجمه گوگل]او دوچرخه موتور دوچرخه سواری خود را رانندگی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I had a terrifying journey on the pillion seat of a Honda 750.
[ترجمه ترگمان]سفری وحشتناک در ترک موتورسیکلت یک a ۷۵۰ ساله داشتم
[ترجمه گوگل]من یک سفر وحشتناک در صندلی پهلو هوندا 750 داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tom had never ridden pillion before.
[ترجمه ترگمان]تام قبلا هرگز ترک نکرده بود
[ترجمه گوگل]تام هرگز پریزونی را ندیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You get a bit uncomfortable after riding pillion for a couple of hours.
[ترجمه ترگمان]بعد از این که چند ساعتی از ترک زین دور شدی، کمی احساس ناراحتی می کنی
[ترجمه گوگل]بعد از چند ساعت، کمی ناراحت شدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I made the whole journey on the pillion.
[ترجمه ترگمان]تمام سفر را به ترک زین کرده بودم
[ترجمه گوگل]من کل سفر را در پیلونی کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A man and his woman pillion passenger died instantly when they lost control of the machine and hit a wall.
[ترجمه ترگمان]یک مرد و یک زن سوار بر ترک موتور، هنگامی که کنترل ماشین را از دست دادند و به یک دیوار برخورد کردند، کشته شدند
[ترجمه گوگل]یک مرد و زن پریشان زنش فورا مردند وقتی که کنترل دستگاه را از دست دادند و به دیوار برخورد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The plaintiff was a pillion passenger on a motor bike driven by the defendant.
[ترجمه ترگمان]شاکی یک مسافر سوار بر ترک موتور بود که توسط متهم هدایت می شد
[ترجمه گوگل]شاکی یک مسافر دایره ای در یک موتور دوچرخه سواری متهم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Finally he felt her weight settle on the pillion seat.
[ترجمه ترگمان]سرانجام وزنش را روی صندلی زین کرد
[ترجمه گوگل]در نهایت او احساس کرد که وزن خود را روی صندلی پریزن قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He said pillion riding was one of the most exhilarating experiences he knew of.
[ترجمه ترگمان]او گفت سواری ترک سواری یکی از هیجان انگیزترین تجربیات بود که او از آن خبر داشت
[ترجمه گوگل]او گفت که اسب سواری یکی از تجربیات بسیار هیجان انگیز او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In the past she has gone as a pillion passenger on husband Steve's bike.
[ترجمه ترگمان]در گذشته او سوار بر ترک سواری بر روی دوچرخه شوهرش شده بود
[ترجمه گوگل]در گذشته او دوچرخه سواری شوهر استیو را به عنوان یک مسافر پریلیونی راند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The pillion passenger is being treated in the Gloucestershire Royal Hospital for abrasions and shock.
[ترجمه ترگمان]ترک سواری بر ترک سواری در بیمارستان سلطنتی شایر برای خراش ها و شوک درمان می شود
[ترجمه گوگل]مسافر پریزونی در بیمارستان سلطنتی گلوستریشر برای سایش و شوک درمان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. His pillion passenger is in hospital suffering from shock.
[ترجمه ترگمان]ترک سواری او در بیمارستان از شوک رنج می برد
[ترجمه گوگل]مسافر پیلونی او در بیمارستان در معرض شوک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Tom had never before ridden pillion on a motorbike, but Andy the neighbour had a spare crash helmet.
[ترجمه ترگمان]تام قبل از سوار شدن بر ترک موتورسیکلت هرگز سوار بر موتورسیکلت نشده بود، اما اندی همسایه یک کلاه ایمنی اضافی داشت
[ترجمه گوگل]تام تا به حال هرگز در یک موتور سیکلت سوار شده بود، اما اندی همسایه دارای کلاه ایمنی اضافی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ترک (اسم)
abandonment, dereliction, quit, crack, stop, turk, fracture, renunciation, craze, refuse, chap, proscription, split, cleft, desuetude, interstice, pillion

زین زنانه (اسم)
pillion, sidesaddle

ترک سوار شدن (اسم)
pillion

به انگلیسی

• extra seat behind the saddle of a horse or motorcycle
if you ride pillion on a motorcycle, or if you are a pillion passenger, you sit behind the person who is controlling it.

پیشنهاد کاربران

ترک موتور یا دوچرخه یا اسب

Pillion passenger: کسی که ترک موتور/چرخ مینشیند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما