🔸 معادل فارسی:
سخت گیر
ایرادگیر
سخت پسند
مشکل پسند
کسی که به راحتی راضی نمی شود
وسواسی در انتخاب ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
She's a picky person when it comes to food.
... [مشاهده متن کامل]
او در مورد غذا خیلی سخت پسند است.
I'm picky about the shoes I buy.
من در خرید کفش خیلی سخت گیر هستم.
He's such a picky person that it takes him hours to choose a restaurant.
او آن قدر سخت پسند است که ساعت ها طول می کشد تا یک رستوران انتخاب کند.
The company is very picky about who they hire.
شرکت در استخدام افراد بسیار سخت گیر است.
سخت گیر
ایرادگیر
سخت پسند
مشکل پسند
کسی که به راحتی راضی نمی شود
وسواسی در انتخاب ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او در مورد غذا خیلی سخت پسند است.
من در خرید کفش خیلی سخت گیر هستم.
او آن قدر سخت پسند است که ساعت ها طول می کشد تا یک رستوران انتخاب کند.
شرکت در استخدام افراد بسیار سخت گیر است.
به کسی گفته میشه که آدم سخت گیری هست
مثلا در خوردن غذا هر چیزی رو نمیخوره
یا در انتخاب کردن لباس هر چیزی رو نمیپسنده