🔸 معادل فارسی:
• با کسی ارتباط برقرار کردن ( معمولاً پس از مدتی قطع ارتباط )
• با کسی آشنا شدن و شروع به معاشرت کردن
• رابطه ای ( اغلب غیررسمی یا عاشقانه ) با کسی شروع کردن
🔸 مثال ها:
• "She picked up with an old friend she hadn't seen in years. "
... [مشاهده متن کامل]
او با یک دوست قدیمی که سال ها ندیده بود، دوباره ارتباط برقرار کرد.
• "After his breakup, he quickly picked up with someone new. "
پس از جدایی، او به سرعت با فرد جدیدی وارد رابطه شد.
• "They picked up with each other again after the misunderstanding was resolved. "
پس از رفع سوءتفاهم، دوباره با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
• با کسی ارتباط برقرار کردن ( معمولاً پس از مدتی قطع ارتباط )
• با کسی آشنا شدن و شروع به معاشرت کردن
• رابطه ای ( اغلب غیررسمی یا عاشقانه ) با کسی شروع کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او با یک دوست قدیمی که سال ها ندیده بود، دوباره ارتباط برقرار کرد.
پس از جدایی، او به سرعت با فرد جدیدی وارد رابطه شد.
پس از رفع سوءتفاهم، دوباره با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
( به طعنه ) قاتی شدن با