🔸 معادل فارسی:
• صورت حساب را پرداخت کردن، قبض رستوران را تقبل کردن
• هزینه را متقبل شدن، پول غذا و نوشیدنی را دادن
• ( مجازی ) هزینه یک کار را پرداخت کردن
🔸 مثال ها:
"He picked up the check for the entire table, which was very generous of him. "
... [مشاهده متن کامل]
او صورت حساب کل میز را پرداخت کرد، که بسیار بزرگوارانه بود.
"Let me pick up the check this time. You paid last week. "
بگذار این بار من صورت حساب را بدهم. تو هفته پیش پرداخت کردی.
• صورت حساب را پرداخت کردن، قبض رستوران را تقبل کردن
• هزینه را متقبل شدن، پول غذا و نوشیدنی را دادن
• ( مجازی ) هزینه یک کار را پرداخت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او صورت حساب کل میز را پرداخت کرد، که بسیار بزرگوارانه بود.
بگذار این بار من صورت حساب را بدهم. تو هفته پیش پرداخت کردی.