🔸 معادل فارسی:
• سهام خریدن، سهام برداشتن ( به عنوان یک تحلیلگر یا سرمایه گذار )
• ( در انبارداری ) سفارش برداشتن، کالای موجودی را برداشتن
• ( به عنوان فعل مرکب ) انتخاب کردن سهام
مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
"The analyst told his clients to pick up tech stocks after the market downturn. "
تحلیلگر به مشتریانش گفت که پس از ریزش بازار، سهام فناوری بخرند.
"Warehouse staff need to pick up stock for the pending customer orders before noon. "
کارکنان انبار باید موجودی کالا را برای سفارشات مشتری که در انتظار هستند تا قبل از ظهر بردارند ( سفارش چینی کنند ) .
• سهام خریدن، سهام برداشتن ( به عنوان یک تحلیلگر یا سرمایه گذار )
• ( در انبارداری ) سفارش برداشتن، کالای موجودی را برداشتن
• ( به عنوان فعل مرکب ) انتخاب کردن سهام
مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
تحلیلگر به مشتریانش گفت که پس از ریزش بازار، سهام فناوری بخرند.
کارکنان انبار باید موجودی کالا را برای سفارشات مشتری که در انتظار هستند تا قبل از ظهر بردارند ( سفارش چینی کنند ) .