pick at something

پیشنهاد کاربران

1 - آرام یا بدون علاقه غذا خوردن، معمولاً به دلیل بی اشتهایی یا حواس پرتی.
2 - به طور مکرر چیزی را لمس کردن، کشیدن، یا خراشیدن، اغلب به صورت عادت یا رفتار ناآرام.
3 - مرتباً یا با انتقادهای جزئی فرد یا چیزی را نقد کردن.
...
[مشاهده متن کامل]

مترادف؛
For eating: Nibble, toy with, play with.
For touching: Fiddle with, scratch at, poke at.
For criticizing: Nag, complain about, find fault with.
مثال؛
( Eating ) : She picked at her salad during the meeting, barely eating anything. He kept picking at the ( Touching ) : He kept picking at the label on the bottle absentmindedly.
( Criticizing ) : Stop picking at her mistakes—it’s making her feel bad.

با غذا بازی کردن
( علارقم سیر بودن به احترام سفره و دیگران ) یک لقمه حوردن
تنها یه قسمت کوچک از غذارو خوردن
She could only pick at her meal

بپرس