phony accents

پیشنهاد کاربران

phony accent
🔸 معادل فارسی:
• لهجه مصنوعی، لهجه ساختگی، لهجه تقلبی
• تظاهر به لهجه ( برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران )
• لهجه غیرطبیعی و ادا درآوردن
🔸 مثال :
"She's never been to London, but she speaks with a phony British accent. "
...
[مشاهده متن کامل]

او هرگز به لندن نرفته، اما با یک لهجه بریتیش ساختگی حرف می زند.
"The movie was ruined by the lead actor's phony Southern accent. "
فیلم توسط لهجه مصنوعی جنوبی بازیگر اصلی خراب شد.
"I can't stand his phony accent; it's so obvious he's pretending to be upper class. "
نمی توانم لهجه ساختگی او را تحمل کنم؛ خیلی واضح است که دارد تظاهر به آدم اشرافی می کند.
"He orders coffee with a phony French accent to sound sophisticated. "
او برای اینکه باسواد و شیک به نظر برسد، با یک لهجه فرانسوی ساختگی قهوه سفارش می دهد.

حقه باز، شیاد، کلاه بردار