🔸 معادل فارسی:
• آیفون ( رایج ترین در فارسی محاوره )
• دستگاه مخابره داخلی ( رسمی )
• آوابَر ( واژه مصوب فرهنگستان، معادل آیفون )
• سیستم ارتباط داخلی، اینترکام ( واژه قرضی )
• آیفون ( رایج ترین در فارسی محاوره )
• دستگاه مخابره داخلی ( رسمی )
• آوابَر ( واژه مصوب فرهنگستان، معادل آیفون )
• سیستم ارتباط داخلی، اینترکام ( واژه قرضی )
🔸 معادل فارسی:
• لهجه مصنوعی، لهجه ساختگی، لهجه تقلبی
• تظاهر به لهجه ( برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران )
• لهجه غیرطبیعی و ادا درآوردن
🔸 مثال :
"She's never been to London, but she speaks with a phony British accent. "
... [مشاهده متن کامل]
او هرگز به لندن نرفته، اما با یک لهجه بریتیش ساختگی حرف می زند.
"The movie was ruined by the lead actor's phony Southern accent. "
فیلم توسط لهجه مصنوعی جنوبی بازیگر اصلی خراب شد.
"I can't stand his phony accent; it's so obvious he's pretending to be upper class. "
نمی توانم لهجه ساختگی او را تحمل کنم؛ خیلی واضح است که دارد تظاهر به آدم اشرافی می کند.
"He orders coffee with a phony French accent to sound sophisticated. "
او برای اینکه باسواد و شیک به نظر برسد، با یک لهجه فرانسوی ساختگی قهوه سفارش می دهد.
• لهجه مصنوعی، لهجه ساختگی، لهجه تقلبی
• تظاهر به لهجه ( برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران )
• لهجه غیرطبیعی و ادا درآوردن
🔸 مثال :
... [مشاهده متن کامل]
او هرگز به لندن نرفته، اما با یک لهجه بریتیش ساختگی حرف می زند.
فیلم توسط لهجه مصنوعی جنوبی بازیگر اصلی خراب شد.
نمی توانم لهجه ساختگی او را تحمل کنم؛ خیلی واضح است که دارد تظاهر به آدم اشرافی می کند.
او برای اینکه باسواد و شیک به نظر برسد، با یک لهجه فرانسوی ساختگی قهوه سفارش می دهد.