phlox

/flɑːks//flɒks/

معنی: فلوکس
معانی دیگر: (گیاه شناسی) فلوکس (انواع گیاهان جنس phlox از تیره ی polemoniaceae و راسته ی solanales که دو لپه ای و بومی امریکای شمالی هستند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: phlox, phloxes
(1) تعریف: any of a number of herbs that grow primarily in North America and bear clusters of white, purple, or reddish flowers.

(2) تعریف: the flower of this herb.

جمله های نمونه

1. Wild phlox, long escaped from neat gardens, perfumed every roadside.
[ترجمه ترگمان]phlox وحشی، بلند از باغ های تمیز و every که هر جاده را معطر می ساختند
[ترجمه گوگل]فلوکس وحشی، که از باغهای مجلل فرار کرده است، در هر جاده ای عطر و طعم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The first impression is of pink phlox, purple loosestrife, clematis, pelargoniums, roses and day lilies.
[ترجمه ترگمان]نخستین احساس، of صورتی، loosestrife ارغوانی، گل سرخ، گل سرخ، گل سرخ، گل سرخ
[ترجمه گوگل]اولین تصور این است که فلوکس صورتی، پرتقال ارغوانی، کلاسیک، لارگلانیوم، گل رز و نیلوفرهای روز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Perennial border such as daffodil, daisy, lily, phlox, iris, etc.
[ترجمه ترگمان]از مرز Perennial، گل نرگس، گل زنبق، زنبق، زنبق، زنبق، و غیره
[ترجمه گوگل]مرز چند ساله مانند نارسیس، دیزی، لیلی، فلوکس، عنبیه و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A few whiffs of the raw, strong scent of phlox invigorated her.
[ترجمه ترگمان]چند whiffs که بوی تند و قوی phlox به مشام می رسید
[ترجمه گوگل]چند عصاره خام، عطر و بوی قوی فلوکس او را تقویت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We climbed slowly but steadily along the river and through a natural rock garden of tiny pale blue phlox.
[ترجمه ترگمان]آهسته و بدون وقفه از رودخانه بالا می رفتیم و از میان یک باغ سنگی آبی رنگ با phlox آبی رنگ بسیار کوچک بالا می رفتیم
[ترجمه گوگل]ما به آرامی، اما به طور پیوسته در امتداد رودخانه و از طریق یک باغ طبیعی طبیعی از فلوکس آبی کوچک پدید آمدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All trap exciteofficialting wealths wake up – primrose, brickcaptured iris, phlox.
[ترجمه ترگمان]\"همه تله،\" primrose wealths \"،\" primrose iris \"،\" brickcaptured \"،\" phlox
[ترجمه گوگل]همه ثروت های عجیب و غریب تله از خواب بیدار می شوند - پریموس، آریزون آجر، فلوکس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. All the sleeping shelling wake up - primrose, baby iris, blue phlox.
[ترجمه ترگمان]همه shelling بیدار شدن \"primrose\"، \"iris\"، \"iris\"، \"phlox آبی\"
[ترجمه گوگل]همه گلوله های خواب از خواب بیدار می شوند - پریموس، آریز کودک، فلوکس آبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The apples display their milliner's scraps of ivory silk, rose-tinged. All the sleeping things wake up–primrose, baby iris, blue phlox.
[ترجمه ترگمان]سیب ها scraps milliner از ابریشم ivory را نشان می دادند همه موجودات خواب بیدار شدن \"primrose\"، بچه \"زنبق آبی\"، \"phlox آبی\"
[ترجمه گوگل]سیب نمایش های خود را میلر ابریشم عقیق، rose-tinged تمام چیزهای خوابیدن از خواب بیدار، پریموس، آریز کودک، فلوکس آبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Any of various North American plants of the genus Phlox, having opposite leaves and flowers with a variously colored salverform corolla.
[ترجمه ترگمان]هر یک از گیاهان مختلف آمریکای شمالی از جنس phlox، که برگ ها و گل ها را با گل های رنگارنگ می فروشند
[ترجمه گوگل]هر یک از گیاهان مختلف آمریکای شمالی از جنس Phlox، با برگ های مخالف و گل با گلدان رنگارنگ مختلف رنگارنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. All the sleeping things wake up – primrose, baby iris, blue phlox.
[ترجمه ترگمان]همه موجودات خواب بیدار شدن \"primrose\"، بچه \"زنبق آبی\"، \"phlox آبی\"
[ترجمه گوگل]همه خواب ها از خواب بیدار می شوند - پریموس، آریز کودک، فلوکس آبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. All the sleeping stuff wake up ? primrose, baby iris, blue phlox.
[ترجمه ترگمان]همه وسایل خواب از خواب بلند میشن؟ پامچال، عزیزم عنبیه، phlox آبی
[ترجمه گوگل]همه خوابها از خواب بیدار می شوند؟ پریموزس، کریستال کریستال، فلوکس آبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فلوکس (اسم)
phlox

به انگلیسی

• flowering garden plant

ارتباط محتوایی

معنی اصلیفلوکسمعانی متفرقه( گیاه شناسی ) فلوکس ( انواع گیاهان جنس phl ...بررسی کلمهاسم ( noun ) حالات : phlox, phloxes • ( 1 ) تعریف: any of a number of herbs that grow prima ...جمله های نمونه1. Wild phlox, long escaped from neat gardens, perfumed every roadside. [ترجمه ترگمان] phlox وحش ...مترادففلوکس (اسم) phloxانگلیسی به انگلیسیflowering garden plant
معنی phlox، مفهوم phlox، تعریف phlox، معرفی phlox، phlox چیست، phlox یعنی چی، phlox یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: phloxine
اشتباه تایپی: حامخط
آوا: /فلکس/
عکس phlox : در گوگل
معنی phlox

پیشنهاد کاربران

Phlox ( زیست شناسی - علوم گیاهی )
واژه مصوب: گُل آتشی
تعریف: سرده ای از گُل آتشیان علفی چند ساله یا نیمه درختچه ای به ندرت یک ساله با حدود 50 گونه در امریکای شمالی و یک گونه در سیبری که اغلب آنها زینتی هستند؛ گل های آنها به ندرت منفرد و غالباً با گُل آذین انتهایی خوشه ای منشعب ( panicle ) هرمی است، کاسۀ آنها لوله ای یا استکانی ـ لـوله ای است که اغلب کرک های غده ای دارد؛ جام گل آنها قیفی و به ندرت لوله ای باریک یا صاف یا کرک دار با لَپ های کامل یا دوقسمتی تخم مرغی یا مستطیل است؛ پرچم های آنها کوتاه و به هم پیوسته و محصور در جام است؛ برگ های گیاهان این سرده کامل است و در پایین ساقه متقابل و در بالای ساقه متناوب است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما