۱. زن بارگی ( اسم مصدر ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
His reputation for philandering was well known throughout the city.
۲. هوس بازی ( اسم مصدر )
The movie tells the story of a man whose philandering destroyed his family.
... [مشاهده متن کامل]
۳. خیانت کردن به همسر ( اسم مصدر )
She could no longer tolerate his constant philandering.
۴. هرزگی جنسی ( اسم مصدر )
His life of philandering ended after he met someone he truly loved.
۵. روابط نامشروع و متعدد ( اسم مصدر )
The politician's philandering became a major scandal in the press.
۶. چشم چرانی و دنبال زن ها افتادن ( اسم مصدر )
He was accused of philandering even before they got married.
توضیح:
این کلمه معمولاً برای توصیف رفتار مردانی به کار می رود که به طور مکرر وارد روابط جنسی یا عاطفی کوتاه مدت با زنان مختلف می شوند، در حالی که خودشان در یک رابطه متعهدانه یا ازدواج هستند. این اصطلاح بار معنایی منفی دارد و به بی وفایی، عدم تعهد و لذت جویی گذرا اشاره می کند. در روان شناسی و تحلیل های اجتماعی، این رفتار اغلب به عنوان نوعی اختلال در تعهد یا اعتیاد به جلب توجه و شکارگری جنسی شناخته می شود.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Womanizing / Cheating / Infidelity / Adultery / Two - timing / Promiscuity / Casanova - ism / Don Juanism / Gallivanting / Playing the field / Unfaithfulness / Debauchery
۲. هوس بازی ( اسم مصدر )
... [مشاهده متن کامل]
۳. خیانت کردن به همسر ( اسم مصدر )
۴. هرزگی جنسی ( اسم مصدر )
۵. روابط نامشروع و متعدد ( اسم مصدر )
۶. چشم چرانی و دنبال زن ها افتادن ( اسم مصدر )
توضیح:
این کلمه معمولاً برای توصیف رفتار مردانی به کار می رود که به طور مکرر وارد روابط جنسی یا عاطفی کوتاه مدت با زنان مختلف می شوند، در حالی که خودشان در یک رابطه متعهدانه یا ازدواج هستند. این اصطلاح بار معنایی منفی دارد و به بی وفایی، عدم تعهد و لذت جویی گذرا اشاره می کند. در روان شناسی و تحلیل های اجتماعی، این رفتار اغلب به عنوان نوعی اختلال در تعهد یا اعتیاد به جلب توجه و شکارگری جنسی شناخته می شود.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
زن بارگی