phenomenally

جمله های نمونه

1. Scots-born Annie, 3 has recently re-launched her phenomenally successful singing career.
[ترجمه ترگمان]انی متولد اسکاتلند که ۳ مارس به دنیا آمد، به تازگی او را به طور فوق العاده موفق به خواندن حرفه خوانندگی کرد
[ترجمه گوگل]اخیرا آنی 3، متولد اسکاتلندی، اخیرا کار خود را با موفقیت انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Interest in the subject has increased phenomenally.
[ترجمه ترگمان]علاقه به این موضوع فوق العاده افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]علاقه به موضوع به طور پدیده ای افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The group have been phenomenally successful in Europe.
[ترجمه ترگمان]این گروه به طور فوق العاده در اروپا موفق بوده است
[ترجمه گوگل]این گروه در اروپا به طور پویا موفق بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His first novel was phenomenally successful.
[ترجمه ترگمان]نخستین رمان او فوق العاده موفقیت آمیز بود
[ترجمه گوگل]اولین رمان او به طور پویا موفق بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Infant mortality is phenomenally high, and many children die before they reach six years of age.
[ترجمه ترگمان]مرگ و میر نوزادان فوق العاده زیاد است و بسیاری از کودکان قبل از رسیدن به سن ۶ سالگی می میرند
[ترجمه گوگل]مرگ و میر نوزاد بسیار بالا است و بسیاری از کودکان قبل از رسیدن به شش سالگی میمیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There had been a phenomenally heavy snowstorm in Baldersdale, and especially on the loftier peaks.
[ترجمه ترگمان]به طور فوق العاده برف و برف سنگینی در Baldersdale رخ داده بود و به خصوص در قله های loftier
[ترجمه گوگل]در Baldersdale، و به ویژه در قله های بلندتر، برف طوفانی پدیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The state has extended her merchant fleet phenomenally.
[ترجمه ترگمان]دولت به طور فوق العاده ناوگان تجاری خود را تمدید کرده است
[ترجمه گوگل]دولت ناوگان تجاری خود را به طور پدیده ای گسترش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Their works are frequently related to the phenomenally rapid urbanization and urban expansion.
[ترجمه ترگمان]آثار آن ها به طور مرتب به توسعه شهری و توسعه شهری و توسعه شهری مربوط می شود
[ترجمه گوگل]آثار آنها اغلب به شهرت بالقوه سریع و گسترش شهرها بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This product has been phenomenally successful.
[ترجمه ترگمان]این محصول به طور فوق العاده موفقیت آمیز بوده است
[ترجمه گوگل]این محصول به طور پراکنده موفق بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. And the other thing is I am in phenomenally good health right now.
[ترجمه ترگمان]و نکته دیگر این است که حالا واقعا حالش خوب است
[ترجمه گوگل]و چیز دیگری است که من در حال حاضر در سلامت پدیده سلامت هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But the brain is also phenomenally plastic.
[ترجمه ترگمان]اما مغز هم فوق العاده پلاستیک است
[ترجمه گوگل]اما مغز نیز به طور پویا پلاستیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. His reaction was phenomenally quick.
[ترجمه ترگمان]عکس العمل او سریع بود
[ترجمه گوگل]واکنش او به شدت سریع بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They date and marry stars, dress in designer clothes, and are phenomenally rich and cosmopolitan.
[ترجمه ترگمان]آن ها ازدواج می کنند و با ستارگان عروسی می کنند، لباس های طراح لباس می پوشند و فوق العاده ثروتمند و بین المللی هستند
[ترجمه گوگل]آنها تاریخ و ازدواج ستاره، لباس در لباس طراح، و به طور پراکنده غنی و جهانگردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. However, 10% of it was a reddish-brown mineral called bastnaesite—a phenomenally rich source (by rare-earth standards) of cerium, lanthanum, neodymium and other members of the lanthanide family.
[ترجمه ترگمان]با این حال، ۱۰ درصد از این مواد معدنی قرمز مایل به قرمز به نام bastnaesite - یک منبع غنی فوق العاده غنی (با استانداردهای نادر خاکی)از cerium، lanthanum، neodymium و دیگر اعضای خانواده lanthanide بود
[ترجمه گوگل]با این حال، 10٪ از آن معدنی قرمز مایل به قهوهای است که به نام بستنئیسیت - یک منبع غنی از غنی (با استانداردهای نادر خاک) سریم، لانتانیم، نئودیمیم و سایر اعضای خانواده لانتاناید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• extraordinarily, remarkably

پیشنهاد کاربران

فوق العاده
شگفت انگیز
فوق العاده ( قید )
phenomenally ( adv ) = به طرز خارق العاده، به طور چشمگیر، به طور قابل توجه، به طرز فوق العاده، به طرز شگفت آور

Definition = بشدت، به ویژه به گونه ای که شگفت آور است/

Examples:
1 - His first novel was phenomenally successful.
اولین رمان او طرز فوق العاده ای موفق بود.
2 - This product has been phenomenally successful
این محصول به طرز خارق العاده ای موفق بوده است.
3 - "He's a phenomenally talented actor, " she says.
او می گوید: "او یک بازیگر به طرز فوق العاده ای با استعداد است. "
4 - These games are phenomenally popular in Japan and have sold about three million units.
این بازی ها در ژاپن به طرز شگفت آوری محبوب هستند و حدود سه میلیون واحد فروش داشته اند.
5 - He's still a phenomenally good jazz guitarist.
او هنوز هم به طرز خارق العاده ای یک گیتاریست جاز خوب است.
6 - Interest in the story book has increased phenomenally
علاقه به این کتاب داستان به طور چشمگیری افزایش یافته است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما