phalangist

جمله های نمونه

1. The Phalangists look innocent enough with their little moustaches and their campfires amid the fir trees, the stuff of youth movements.
[ترجمه گوگل]فالانژیست‌ها با سبیل‌های کوچکشان و آتش‌هایشان در میان درختان صنوبر، مواد جنبش‌های جوانان، به اندازه کافی معصوم به نظر می‌رسند
[ترجمه ترگمان]The در میان درختان صنوبر و خرمن های آتش در میان درختان صنوبر به اندازه کافی بی گناه به نظر می رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Caption :LEBANON VOTES: Supporters of the Christian Phalangist and Lebanese Forces parties celebrated their election victory in Zahleh, Lebanon, Monday.
[ترجمه گوگل]شرح: رای‌های لبنان: هواداران احزاب فالانژیست مسیحی و نیروهای لبنانی پیروزی انتخابات خود را در روز دوشنبه در زهله لبنان جشن گرفتند
[ترجمه ترگمان]عنوان: لبنان VOTES: هواداران کریستین Christian و احزاب لبنانی، پیروزی انتخاباتی خود را در Zahleh، لبنان، دوشنبه جشن گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Meanwhile, in the distance, Christian Phalangist militiamen "engaged in an artillery duel with another unit that we were unable to identify.
[ترجمه گوگل]در همین حین، در دوردست، شبه نظامیان مسیحی فالانژیست «در یک دوئل توپخانه با واحد دیگری شرکت کردند که ما قادر به شناسایی آن نبودیم
[ترجمه ترگمان]در همین حال، در فاصله دور، شبه نظامیان Phalangist Christian \" در یک دوئل توپخانه با واحد دیگری که قادر به شناسایی آن نبودیم، درگیر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The complete silence was made more striking by the occasional inarticulate cry of some old Phalangist.
[ترجمه گوگل]سکوت کامل با فریادهای گهگاهی نابخردانه برخی فالانژیست های مسن، چشمگیرتر شد
[ترجمه ترگمان]سکوت کامل بر سر زبان ها افتاده بود که گاه و بیگاه صدای نامفهوم و نامفهوم چند phalangist پیر را می شنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The massacre event triggered shortly after the assassination of Phalangist leader and President Bachir Gemayel.
[ترجمه گوگل]این قتل عام اندکی پس از ترور رهبر فالانژیست ها و رئیس جمهور باچیر جمیل آغاز شد
[ترجمه ترگمان]این حادثه قتل عام به مدت کوتاهی پس از ترور رهبر Phalangist و رئیس جمهور Bachir جمایل آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• member of the spanish fascist political party falange

پیشنهاد کاربران

معنی دقیق و پیشینه ی تاریخی:
به عضو یا هوادار حزب فالانژ ( کتائب ) لبنان گفته می شود، یک حزب سیاسی و شبه نظامی مسیحیِ مارونی که در سال ۱۹۳۶ توسط پیر جمیل تأسیس شد. این گروه در جنگ داخلی لبنان ( ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ ) نقشی محوری داشت و به ویژه به خاطر ارتباط نزدیکش با اسرائیل و دست داشتن در کشتار صبرا و شاتیلا ( سپتامبر ۱۹۸۲ ) شهرت یافت .
...
[مشاهده متن کامل]

در جریان جنگ داخلی، فالانژیست ها با اسرائیل هم پیمان شدند و موساد ( سازمان اطلاعاتی اسرائیل ) ارتباط تنگاتنگی با رهبران آنها داشت. در سال ۱۹۸۲، اسرائیل به لبنان حمله کرد تا سازمان آزادی بخش فلسطین ( ساف ) را از بیروت بیرون کند. پس از ترور بشیر جمیل ( رهبر فالانژ و رئیس جمهور منتخب لبنان ) در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲، نیروهای فالانژیست به عنوان تلافی، با چراغ سبز ارتش اسرائیل وارد اردوگاه های صبرا و شاتیلا شدند و صدها ( و بنا بر برخی روایت ها، تا ۳۵۰۰ ) فلسطینی غیرنظامی را قتل عام کردند.