اهمیت ندادن به نکات و جزئیات کوچک . they pettifogged on detail and fretted about moral hazard آنها به جزئیات اهمیت نمی دادند و نگران خطر اخلاقی بودند. به کارگیری حیله یا فریب قانونی . he will rather pettifog and turn common barrater than be out of employment ... [مشاهده متن کامل]
او ترجیح می دهد بی اهمیت رفتار کند و به یک دادرس معمولی تبدیل شود تا اینکه بیکار شود. درگیر حیله گری حقوقی شدن - سر مسائل بی اهمیت یا بی اهمیت جر و بحث کردن - انجام یک کار حقوقی کوچک، حیله گرانه یا غیراخلاقی - انجام هر نوع حیله گری